دیدگاههای تاریخی نسبت به خط مقاومت به عنوان اپوزیسیون (2)
20 Çile 2015 Sêşem
خلق كورد نیرو و توان خود را از تاریخ و هویت تاریخیاش كه میتوان از آن به عنوان "هویت مقاومتی" نام برد میگیرد. برای رهاشدن از قربانگاه لازم است به ...

3ـ دیدگاه پستمدرنیستی نسبت به تاریخ و روند مقاومتی و ساختار مخالفت
با وجود پیشرفتهایی كه در عرصههای مختلف صورت گرفته، تاریخنویسی در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا امروزه تاریخ به طور دقیق نگاشته میشود؟ در تاریخ نوشته شده در ایام گذشته بیشتر شاهد رویدادهایی بودیم كه توسط حاكمان انجام گرفتهاند و جایی برای درج قهرمانیها و رشادتهای ملل تحت ستم وجود نداشت. در حال حاضر هم با معضل دیگری به نام رسمیبودن و غیر رسمیبودن مواجه هستیم. در دوران تاریخی گذشته انكار به صورت قتلعام، انواع محدودیتهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بود. در كنار اینها از انواع حربههای مختلف استفاده میشد تا امكان حضور را به حداقل برسانند. اقدامات بازدارنده و پیشگیریكننده بسیاری با هزینههای سرسامآور به صورت فیزیكی صورت میگرفت. در ادامهی این سیاست و با توسعهی این عدم حضور در عرصههای مختلف اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی در واقع زمینهی عدم حضور در تاریخ را فراهم میآوردند. تمامی این مواردی كه از آنها بحث كردیم امروزه در مسالهی رسمیبودن یا نبودن خلاصه شده است. بویژه این كار در عرصهی رسانهیی به دقت انجام میپذیرد. در اصل در دنیای مجازی, جامعهی انسانی را به دو بخش رسمی و غیررسمی تقسیم نمودهاند. آنچه كه در دنیای رسمی روی میدهد، مستند و تاریخی است و هر آنچه كه در دنیای غیررسمی روی میدهد، یا به صورت غیررسمی اعلام میشود جزو اسناد معتبر به شمار نمیآید و كسی به آنها به عنوان مدرك استناد نمیكند. البته حالات استثنایی را در نظر داریم. هر چند كه حالات استثنایی هم با صلاحدید بخش رسمی و بر طبق اصل رعایت مصالح، اجازهی نشر مییابند. بخش رسمی همان دولتها، سازمانهای بینالمللی، شركتهای بزرگ تجاری یا همان دولتـ شركتها هستند كه به صورت مداوم امكان استفاده از تریبونهای مختلف را دارند.
اهمیت رسانهها و نقش آنها در تهیهی پیشنویسهای تاریخ به جایی رسیده كه میتوانند به راحتی هرگونه تاریخ دروغین را با ارایهی پیشنویسی در جهان رسمی دولتها به سندی معتبر تبدیل نمایند. مگر نه اینكه در همهی كشورها تریبونهای رسمی و غیررسمی داریم. حتی جهان ذهنیتی را به وجود آوردهاند كه هر روز برای شنیدن یا دیدن آرای رسمی این دولتها به روزنامهها و شبكههای تلویزیونیشان سرمیزنیم. هر چند كه رسانههای خصوصی هم رشد قابل ملاحظهیی یافتهاند و نیروهای اصلاحطلب نظامها هم، برای راهبردیكردن برنامهها و پروژههایشان از این ابزار كمك میگیرند. اما در كل سهم نیروهای مقاومتی از رسانهها در نظام سلطه بسیار اندك میباشد. باید به انحصارتی كه در مبحثمان برای بخش رسمی در نظر گرفته بودیم، انحصار رسانهیی را هم اضافه نماییم. خلقها هنوز هم بدون تریبون ماندهاند. بنابراین سهم ما از تاریخ نوشته شده چقدر خواهد بود؟ در تاریخ توصیفی اشارهیی داشتیم به سنگنوشتههای تاریخی، در این بخش هم اشارهی ما به اسنادی است كه هر پنجاه سال یكبار از طرف همین تریبونهای رسمی منتشر میشود و در كمال وقاحت اسناد به یغمارفتن دستاوردها و رنجهای خلقها و خط مقاومت به عنوان مخالفان اصلی نظام سلطه را ارایه میدهند. اینها برایشان برگههای پیروزی تاریخی هستند. اگر همین اسناد از تریبونهای غیر رسمی ارایه میشد تا به این حد مورد قبول قرار میگرفت؟ نه تنها قرار نمیگرفت، بلكه به عنوان تلاشی برای براندازی و توطئه علیه نظام رسمی از آنها یاد میشد. در دوران معاصر هم نبود تریبون برای گروههای مخالف نظام جمهوری اسلامی ابعاد مختلف تلاشهای مردمی را در رسوب حوادث پنهان نموده است. نخستین جنبش مقاومتی كه به این مهم پی برد و خود را از زیر انحصار رسانهیی نیروهای سلطه بیرون كشید، جنبش آپویی بود. برای همین نیز توانست بخش مهمی از تاریخ مقاومت را برای جامعه بازگو نماید.
در این میان جهانیشدن را هم از یاد نبریم. جهانیشدن كه یك ایدئولوژی جهت بسط هژمونگرایی بر جوامع و طبیعت است، افكار و ایدئولوژی خود را از همین رسانهها به همه جهانیان میرساند. تئوری پایان تاریخ كه بخش مهمی از این افكار بوده روزانه در این تریبونها موعظه میگردد. بیان خط پایانها برای ایدئولوژی، تاریخ، سبك زندگی، هویت و... در اصل اندیشههایی مخرب هستند. ادعایی هژمونگرایانه برای بازداشتن انسان از مسیر حقیقتجویی است. در این پیام، آخرین سبك زندگی ارایهشده كه واعظین نظام آن را بیان میدارند، همان سبك زندگی آمریكایی است. به گفتهی آنها حقیقت نابی كه سالهاست تمامی اندیشههای آزادیخواه به دنبال آن میگردند در دسترس همگان بوده و همهی راهها به آمریكا ختم میشود. لازم نیست كه ایدئولوژیهای جدید ساخته شوند، اصلاً لازم نیست كه كسی بیندیشد. در هر كجای جهان كه باشید فرقی نمیكند، تنها لازم است كه به این سبك و سیاق زندگی كنید. این تفكرات را با یك تئوری توطئه به صورت شبانهروزی پشتیبانی نموده و نظامیگریی (ملیتاریسمی) مدرن را در جهانِ تحتِ رهبری خود اشاعه میدهند. این هژمونگرایی را هم تحت عناوین و شعارهای عامهپسند مشروعیت میبخشند. برای این كار هم تمامی تریبونهای رسمی را در اختیار دارند. با یك بیانهی رسمی، جهان را از دریچهی یك رسانه به دو بخش تقسیم مینماید. بخش اول خودیها، كسانی كه مانند آنها زندگی میكنند. بخش دوم غیر خودیها، كسانی كه با آنها نیستند (مثل آنها زندگی نمیكند، نمیاندیشند، فرهنگ دیگری دارند و آزادیخواه هستند و حاضر نیستند كه تحت سیطرهی هژمونی آنها قرار گیرد) دشمن به حساب میآیند.
وضعیت مخالفت یا مقاومت خلقها كه ما از آن به عنوان مخالفان واقعی نظام سلطه نام میبریم در این برداشت پایان تاریخ به چه صورت خواهد بود؟ واقعیت امر این است كه تعیین خط پایان برای هر كدام از واژههایی كه بیان نمودیم از لحاظ اصول دیالكتیكی یك فریب است. انكار تغییر و تحول بوده و انكار آزادی و دموكراسی و حتی رد اندیشیدن است. خود آزادی و دموكراسی در شرایط كنش و واكنش مداوم امكانپذیر میباشند. تا وقتی كه تغییری صورت نگیرد، امكان مقایسه فراهم نخواهد شد. پیشرفت یا پسرفت یك شیء، بسته به تغییراتی است كه در آن صورت گرفته است. دعوت همه جهانیان به جمود فكری، تنها میتواند به منظور ازمیانبردن احتمال هرگونه مخالفت و مقاومت باشد.
نخست باید حاشیهی امنیتی را كه توسط این ایدئولوژی ایجاد شده دید. دورهی تغییرات به سر آمده و اگر تغییری هم صورت گیرد به دست ما خواهد بود. این تمام گفتههای آنان به زبانی ساده است. بویژه مخالفان انقلابی و تحولخواه نباید عرصهی فعالیتی بیابند. باید از هر لحاظ نسبت به قدرت هژمونیك، تمكین صورت گیرد. بنابراین اپوزیسیون انقلابی در نظام آنها جایی ندارد. زیرا پایان تغییرات را اعلام كردهاند. یك نوع از مخالفان باقی میمانند، آنهایی كه خواهان سهمبردن یا جایگیری در قدرت هستند. فضای انتگراسیون (ضمیمهشدن) گستردهیی را برای فعالیت این گروهها آماده نمودهاند و حتی حاضرند كه هرگونه همكاری را در راستای مشاركت هر فرومایانهتر برایشان ارایه دهند. تنها به شرطی كه به آلترناتیو نیندیشند. با كلمهی مشوقهای سیاسی، اقتصادی آشنایی داریم. این كلمه همان كلمهی تعدیلشدهی چماق و هویج است، كه در راستای تساهل و تسامح با آنهایی به كار برده میشود كه حاضرند به نیروهای هژمونگرا تمكین نمایند. بنابراین دو گروه را به عنوان اپوزیسیونهای ساختگی در درون خود جای میدهند. یكی نیروهای قدرتطلب، كه هیچ تهدیدی برای نظام سلطه ندارند و دیگری هم اصلاحطلبان كه آنها هم با توجه به عرصههای تعریفشدهی اصلاحات جزو مایملك به حساب میآیند. در نهایت جایی برای اپوزیسیون واقعی یا همان خط مقاومت باقی نمیماند.
4ـ دیدگاه آپویی نسبت به تاریخ و خط مقاومت
نخست در مورد آنهایی كه تاریخ را بیاهمیت میپندارند باید بگویم كه اصولاً به علت عدم شناختشان از مفهوم نهفته در آن است. قبل از هر چیز باید به دیده شك و تردید به تاریخ نوشته شده توسط قدرت نگریست. تا وقتی كه نتوانیم این شك را در خود بهوجود آوریم امكان بازشناخت تاریخ واقعی راكه همان تاریخ خلقهای آزادیخواه است نخواهیم داشت. تعریف ارایهشده از تاریخ در مفاهیم لیبرالیستی عبارت از "امروز" است. با این تعریف فرد را در لبهی پرتگاه بیهویتی قرار دادهاند و امكان شناخت و حركت و سیاست و هرگونه كنش اجتماعی را از او گرفتهاند. وقتی كه از فرد تنها بحث به میان میآید، منظور همین فرد بریده از تاریخ و فرهنگ است. یعنی بریدهشدن از تمام آن چیزهایی كه فرد خود را با آنها تعریف مینماید. شخص یا جامعه با استفاده از فرهنگش كه در طول اعصار طولانی شكل گرفته, خود را تعریف مینماید و هویت او محسوب میشود. در این حالت آیا قطع ارتباط میان فرد و تاریخ به معنای بریدهشدن از فرهنگ كهن او نیست؟ البته فرهنگ، هویتی تاریخی است. كسی كه تاریخ را رد مینماید در اصل به دنبال ترویج بیهویتیای است كه ریشه در ضعف فرهنگ دارد. تاریخ رویدادی سیاسی است و سیاست برنامهیی برای زندگیكردن میباشد. سیاست اجتماعیای كه در سایهی آن، جامعه بتواند در امن و آسایش زندگی كند. اما دولتها سیاست را برنامهیی برای حكومت بر جامعه میدانند. در صورتی كه بتوانیم برنامهی زندگی خود و جامعهمان را پیاده نماییم، تاریخ از آن ما خواهد بود. چنانچه حاكمیت موفق به نهادینهكردن برنامههایش برای توسعهی قدرتش در جامعه شود، تاریخ را آنها خواهند نوشت. واقعا هم مشكل اساسی در اینجاست، كسانی كه مدیریت جامعه را برعهده دارند باید امكان سیاست داشته باشند. بازگرداندن و سپردن سیاست به دست افراد جامعه و خارجكردن آن از حالت امری دولتی و حكومتی وظیفهی ماست، تا بتوانیم در سایهی سیاستی درست به نوشتن تاریخ واقعی نیز بپردازیم. مسالهی دیگری كه در امر تاریخنویسی باید به آن توجه كرد این است كه برای پیادهكردن و سیاستگذاری در سطح جامعه، احتیاج به سازماندهی وجود دارد. اگر توانایی سازماندهی را نداشته باشیم، برنامهی ما برای زندگی اجتماعی هم عملی نخواهد شد. توانایی نیروهای حاكمیتخواه در نوشتن تاریخ ناشی از وجود سازماندهی است. به علت همین سازماندهی است كه توانستهاند ابزارهای تاریخنویسی را در اختیار داشته باشند. اما تاریخی را كه آنها نوشتهاند باید برعكس بخوانیم. زیرا تاریخ تالیفی آنها از موضع و نگاه قدرت و حاكمیت نوشته شده و تاریخ قدرت است. لازم است، قدرت تشخیص تاریخ واقعی ملتهای آزادیخواه را از لابهلای تاریخ به اصطلاح رسمی داشته باشیم. تا وقتی كه به عنوان نیروهای مقاومتطلبِ برخوردار از فرهنگ و هویت تاریخی، نتوانیم به یك سازماندهی كارآمد دست یابیم، امكان نوشتن تاریخ برای ما میسر نخواهد شد. لازم به ذكر است، فرهنگ و هویت مقاومتی در طول تاریخ در یك روند مبارزاتی تا به امروز آمده و این روند مقاومتی ادامه دارد. همچنانكه رهبر آپو هم در دفاعیات پنجم خود بیان داشتهاند، خلق كورد در پنجهی ژینوساید فرهنگی قرار دارد. به عبارتی دیگر، ما در حال قربانیشدن هستیم. در تمام طول تاریخ رسمی، تلاش صورتگرفته از طرف حاكمیت و قدرت، برای نابودی خط مقاومت خلقهاست. باید از حالت قربانیای دست و پا بسته خلاص شویم و به نقشآفرینی خود به مانند دوران شكوهمند تاریخی ادامه دهیم. خلق كورد همیشه در حال مقاومت بوده و هست، آیا تا به حال از خود پرسیدهایم، پتانسیل و نیروی این مقاومت عظیم تاریخی علیرغم تمامی حملات برای نابودن و قربانیكردنش، از كجا سرچشمه میگیرد؟ خلق كورد نیرو و توان خود را از تاریخ و هویت تاریخیاش كه میتوان از آن به عنوان "هویت مقاومتی" نام برد میگیرد. برای رهاشدن از قربانگاه لازم است به این تاریخ شك كنیم، تا وقتی كه نسبت به تاریخ نوشتاری نظام سلطه تردیدی نداشته باشیم و با شناخت صحیح از تاریخ توان سازماندهی و دفاعی خود را بالا نبریم، هر روز در مسلخ قدرت، قربانی سیاستهای نظام سلطه خواهیم شد.
با توجه به موارد گفتهشده، تاریخ از دیدگاه ما شامل دو بخش است، كه رهبر آپو از آنها به عنوان دو رودخانه نام میبرد. نخست تمدن دموكراتیك، كه از پیدایش انسان، یا در معنایی وسیعتر و قابل فهمتر از زمانی كه انسان به انسانبودن خود پی برده و شروع به آفرینش و تولید ارزشهای اجتماعی نموده است، شروع میگردد. در این حالت انسان بر اساس روند رشد طبیعی در همهی ابعاد به زندگی خود شكل و معنا بخشیده است. سیاست، مدیریت، فرهنگ و اقتصاد خود را به وجود آورده است. در درون این رودخانهی تمدن دموكراتیك، رودخانهی تمدن دولتی در جریان است. شاید این سوال مطرح شود كه چرا گفته شده در درون رودخانه تمدن دموكراتیك در جریان است؟ تمدن دولتی بر روی ارزشها و آفریدههای تمدن دموكراتیك بنا شده و در اصل آنها را غصب نموده و به صورتی نشان میدهد كه انگار تولید و دستاوردهای تمدن دولتی هستند. در حالی كه تمدن دولتی ماحصل انحصار در ابعادی وسیع است. جامعهی طبیعی را كه تمدن دموكراتیك از میان آن برخاسته و به نوعی توسعهی دستاوردهای انسانی جامعهی نخستین است به عنوان سلول بنیادین به شمار میآوریم. این سلول بنیادین طی سنتزهای فراوان توانسته به رودخانهی تمدن دموكراتیك تبدیل شود. فرهنگ جامعهی انسانی، شكل گرفته و پدیدآمده از این تمدن است. از دیدگاه ما خط مقاومت واقعی یا همان اپوزیسیون نظام سلطه دولتی، همین تمدن دموكراتیك با همهی اعضای آن میباشد. تنها اپوزیسیونی است كه بر اساس اصول دیالكتیك فعالیت مینماید. بویژه كه به هیچ وجه به جایگیری در نهاد قدرت نیندیشیده و خواستار خارجساختن انحصارات از دست تمدن دولتی و بازگرداندن آنها به جامعهی دموكراتیك است. اگر كه در حال حاضر شاهد برخی گشایشهای سیاسی و اجتماعی در تمدن دولتی هستیم، به خاطر تلاشها و مبارزات بیوقفهی این عناصر دموكراتیك در طول تاریخ است. هدف اصلی این عناصر جامعهی دموكراتیك بازگرداندن سیاست و مدیریت به داخل جامعه است. به علت توانایی و انعطافپذیری سیاسی امكان فعالیت در سختترین شرایط را دارا بوده و حفظ ارزشهای انسانی بر اساس اخلاق و معیارهای اجتماعی را جزو مسوولیتهایش میداند. اگر بخواهیم كه به یك تقسیمبندی كلی دست بزنیم، باید بگوییم عناصر دموكراتیك، كلیه نیروهایی را كه خارج از حوزهی سازماندهی دولتی قرار میگیرند و خواستار ایجاد جامعهی دموكراتیك، اكولوژیك مبتنی بر آزادی زن هستند را شامل میشود. این گروههای مخالف، تمام جامعه با تمام ساختارهایش را حوزهی فعالیتی خود دانسته و بدون هیچگونه تبعیض و تفاوت بر اساس معیارهای زندگی اجتماعی بدور از كلاممحوری و تبانی با دستگاههای دولتی در مقام مخالفانی انقلابی عمل كرده و در راستای سلامت جامعه و بازسازی و تعالی ارزشها بیشترین تلاش را مینمایند.
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
