دیدگاههای تاریخی نسبت به خط مقاومت به عنوان اپوزیسیون (1)
23 Mijdar 2014 Yekşem
در ایران و كوردستان به شكل كشورهای اروپایی و آمریكایی دارای آن دستهبندی طبقاتی مشخص نیستیم و جامعهیی شرقی بسیار درهمتنیدهتر بوده و حتی طبقهی اجتماعی ...

میتوان دیدگاههای تاریخی را به سه دسته تقسیم كرد كه در هر یك از آنها نوع نگرش به خط مقاومت نهفته است. در این میان تعریف درست از تاریخ هم ما را یاریرسان خواهد بود. متاسفانه به علت ناآگاهی ما از مقاومت تاریخی و مخالفت در برابر نظام سلطه با چالشهای زیادی در مقیاسهای مخلتف روبهرو هستیم. همیشه تاریخ را حاوی درسهای بسیار ارزندهیی دانستهایم كه در راهبردیكردن فعالیتها و تلاشهای آیندهی ما موثر خواهند بود. تا زمانی كه از روند كلی مبارزات تاریخی برای رهایی و آزادی در برابر نظام سلطه و تمدن قدرتگرا آگاهی نداشته باشیم، گرفتارشدنمان در یك دور باطل حتمی است. دلیل اینكه هنوز هم انقلابها از دست سازمانها و احزاب مردمی به تاراج برده میشود و همواره ضدانقلابیون دست به نگارش تاریخ میزنند، همین ناآگاهی از روند مقاومت تاریخی است. گروهها و كانونهای مقاومتی كه خواستار ایجاد جامعهیی خارج از چارچوب دولتـ قدرت بوده و برای ایجاد سازماندهی دموكراتیك خلقها سالها مبارزه نمودهاند، نویسندگان تاریخ مقاومت جامعهی طبیعی میباشند. تاریخ خلقهای تحت ستم نوشته نشده و چنانچه ثبت شده باشد، تحریفاتی در آن صورت گرفته كه بدون شك ناشی از اجرای یك سیاست كلی توسط نظام سلطه است. اما نمیتوان آن را انكار كرد. این گروههای مقاومتی از طریق خلق ارزشها و معیارهای اجتماعی یعنی ایجاد فرهنگ، تاریخ خود را نوشته و ماندگار گردیدهاند. لذا به صورت كوتاه به برخی دیدگاههای اصلی دربارهی تاریخ میپردازیم.
1ـ دیدگاه توصیفی (داستانی): تاریخ از دید این افراد عبارت از موارد و رویدادهای كه سپری شدهاند و چندان اهمیتی ندارند. حتی كتب تاریخی را حجم عظیمی از روایتهای نوشتهشده میدانند. در این نوع از نگرش تاریخی نحوهی روایت تاریخ به صورتهای گوناگون مهم هستند. اینكه كدام روایت دارای پروبال بیشتری بوده، اهمیت وافری را داراست. مضمون خود رویداد تاریخی گاهاً فراموش شده و به استعارات و توصیفات و نحوهی داستانپردازی توجه بیشتری میشود. در مورد زیربنای رویدادها و عناصر و افراد دخیل در آن آگاهی زیادی به دست نمیدهد. میتوان آن را با فیلمهای امروزی در هالیوود مقایسه كرد كه بیشتر از جلوههای ویژه استفاده میشود. البته این نحوهی تاریخنویسی و تاریخپردازی كه با ادبیاتی لفافهگویانه، مملو از غلو، حاشیهپردازانه و سطحینگر تدوین گردیده، بدون هدف نگاشته نشده است. تاریخی مالامال از مداحی و گزافهگویی كه سراسر آن آكنده از بندهنوازیهای اربابان و شاهان و جانفشانی مخلصان درگاه برای آنان است. حالت فردی تاریخ و نقش یك فرد در ساختن و پرداختن تاریخ بسیار پررنگ است. تنها یك نفر سرنوشت دیگران را رقم زده و آنها را رهایی میبخشد. ارتقای نقش فرد تا سطوح دستنیافتنی و شكستناپذیری از اهم موارد لحاظ شده است. همهی كارها را افراد رویینتنی انجام میدهند كه در خدمت نظام سلطه قرار دارند و جامعه كمترین نقش را دارد. بیشترین نقشی كه برای جامعه در نظر گرفته شده، سیاهیلشكرهایی هستند كه نظارهگر میدان نبرد قهرمانانهی دلاوری افسانهیی هستند. سیاهیلشكرهایی كه مردن یا زندهماندن آنها فرقی در روند تاریخ ندارد. حتی سرایندهی داستان و روایت تاریخی نامی از آنها نمیبرد. مهم زندهماندن و برقراربودن اقتدار شاهانه است كه باید در راه آن همه نوع ازخودگذشتگی صورت گیرد. حتی جانفشانی و مقاومت افراد تنها در صورتی معنا مییابد كه برای دفاع از این سلطنت شاهانه انجام گرفته باشد. همه گیتی حول محوریت شاه و نحوهی رزم و رفتار او میچرخد. منش او الهامبخش داستانهای حماسی و افسانهیی شده و تاریخ سینه به سینه انتقال مییابد. تقسیم جامعه به دو بخش، گروهی طرفداران و اطرافیان شاه و اربابان، بعلاوهی خدم و حشمشان و گروه دیگر آنهایی با شاه مخالفند. در دیدگاه تاریخ توصیفی همواره سعی شده به وسیلهی الحانِ مختلفِ بیانِ رویدادها نسبت به تلطیف نقش استبدادی شاه و نظام سلطه اقدام شود و شخص شاه و نظام سلطه را برخوردار از سلالهیی منزه و فره شاهی قلمداد نمایند. هدف از این كار كسب مشروعیت در بین جامعه از راه فریبكاری و رویدادپردازی است. نظام سلطه با یك پیوند نامانوس متافیزیكی، قداست یافته و به نماد اقتدای جامعه تبدیل شده است. حلول این اقتدار تقدسیافته در بطن جامعه نقشی اساسی را در تقویت بنیهی استبداد داشته و نابودگر مخالفان است. در این دیدگاه تاریخی مخالفان یا همان خط مقاومت تاریخی كه امروزه از آن به نام اپوزیسیون یاد میشود، با بیشترین ظلم و جور مواجه شدهاند. همیشه مخالفان این نظام سلطه كه قبلاً از آن با نام نظام خسروانی یاد كرده بودیم وجود داشتهاند. با توجه به این نكته كه نظام خسروانی نظامی سلطهگر و بردهدار است و جامعهیی با فرهنگی خارج از معیارهای خود را قبول ندارد، همواره در برابر آن قیامها و مبارزاتی طولانیمدت صورت گرفته است.
به راحتی میتوان فهمید كه سیاست پشتپرده در داستانهای تاریخی و روایتهای ملونِ نگاشته شده، توسط كاتبان درباری برای سرپوشنهادن بر نظام بردهداری و ضد اجتماعی شاه بوده است. به لحن بیان جنگها و میادین رزم در داستانهای فردوسی و امثال او دقت نمایید. مخالفان خسرو با چه نامهایی مورد خطاب قرار میگیرند. همیشه آنها را با نامهایی از قبیل دیو و دیوصفتان، دد، بربر، دشمنان خدا و مخالفان با فرّهایزدی و شاه شناساندهاند. نوعی از شناسایی مخالفان یا عناصر دموكراتیك كه میتوان آن را با زمان حال هم مقایسه كرد. در حال حاضر هم شاهد بهكارگیری این الفاظ از جانب آخرین نظام خسروانی هستیم. هنوز هم عناصر دموكراتیك كه خواهان برقراری دموكراسی و آزادی و آشتی برای همهی خلقهای میباشند، با انگهایی از قبیل محاربه، برهمزنندهی امنیت ملی و تروریست مواجه میشوند. چه فرقی بین این دو وجود دارد. تفكری حلولیافته در بطن نظام خسروانی كه تا به امروز هم آمده است. در روایت تاریخ به شیوهی توصیفی موضوع مخالفت تنها به این جا ختم نخواهد شد. در این نظامها جایی برای مخالفت وجود ندارد. به هیچ شیوه حضور مخالف برتابیده نمیشود، قبول مخالف و گروه مقاومتی در برابر نظام سلطهی خسروانی به معنای عدول از مقام و شكوه ایزدی است و نوعی كسرشان برای شاه محسوب خواهد شد، لذا باید از میان برداشته شود. در این راه هرگونه راهكاری برای نابودی گروههای مقاومتی استفاده میشود و در راس آنها میتوانیم به بدنامكردن و سیاهنمایی (ترور شخصیتی) اشاره نماییم. عناصر دموكراتیك را به صورت افرادی كه از فرهنگ و تمدن بویی نبرده و بسیار عقبماندهاند معرفی مینماید. در كل تاریخ ایران به همین صورت است. در كتیبه و سنگنوشتههای برجای مانده از دوران كشتار، قتل و غارت سرزمین این ملتهای آزاده و مبارز توسط این نظامهای سلطه، نحوهی رفتار با آنها نشان داده شده است. اسناد تاریخی جنایاتی كه به منظور نشاندادن شكوه شاهی حجاری شدهاند، گویای این واقعیتاند. در همهی این تصاویر ملتهای آزادیخواه و رهبران آنها در غل و زنجیر دیده شده كه در زیر پای خسروی زانو زدهاند. در واقع این آرزوی هر خسروی است كه همه را در بردگی و بندگی خود دیده و بتواند نظام بردهداری خود را گسترش دهد. در این دوران مخالفان به دو دسته تقسیم میشوند، گروهی كه در داخل دربار بوده و خواستار سهیمشدن در نظام خسروانی هستند. در صورت عدم موفقیت نسبت به تصاحب تاج و تخت مورد شماتت قرار گرفته و در نهایت داستان جاننثاری آنها و بخشش خسروانهی مبذول داشته شده نسبت به آنها در تاریخ نوشته شده است. به عنوان كسانی كه به اشتباه خود پیبرده و دوباره به انقیاد خسرو گردن نهادهاند نام میبرند. اینان را در زمرهی اصلاحطلبان امروزی میتوان به حساب آورد. اما آنهایی را كه خواستار ریشهكنی و نابودی سنت خسروانی بودهاند، همان ملتهای مقاومتطلب و مخالفان واقعی (اپوزیسیون) به بیان امروزی هستند. زیرا بر اساس بحث قبلی ما نیروی مخالف در حالت آنتیتزی به صورت سركوبكردن و به عقبراندن عمل میكند، در حالی كه اصلاحطلب تبانیكننده و تقویتكنندهی نظام سلطه بوده است. در طول تاریخ هم، این احتمال وجود داشته كه این گروهها به شرط سهیمشدن در قدرت به نیروی در خدمت نظام درآمده و در ركاب خسرو و برای نابودی ملتهای آزادیخواه وارد میدان نبرد شوند.
نكتهی دیگری كه باید به آن اشاره شود، پیروزیهایی است كه این ملل آزادیخواه در طول تاریخ و در نتیجهی تلاش و مبارزه توانستهاند بدست آورند. در این موارد پیروزیهای كسبشده توسط گروههای دموكراتیك در متولوژی و داستانسراییها به رویگرداندن اقبال آسمانی یا همان فرهایزدی از خسرو نسبت داده شده است. نبود فرهایزدی را مایهی سیاهبختی و طالع نحس پنداشتهاند و تمامی نیروهایشان را برای بازگرداندنش بكار گماشتهاند. قتلعامها و جنایتهایی كه در این دورانهای انجام گرفته بسیار دهشتناك میباشند. قرارگرفتن دین رسمی در كنار قدرت خسرو امكان و توان سركوب بیشتری را به او بخشیده است. از دیرباز دین یكی از ابزارهای نظام برای سركوب گروههای مقاومتطلب بوده كه با استفاده از آن افراد آزادیخواه را دشمنان اخلاق و دین و جامعه و خدا معرفی كردهاند. حتی اگر این گروها تحت عنوان یك دین جدید قیام خود را آغاز كرده باشند، با جذب و بكارگیری دین مربوطه و ایجاد تغییراتی آن را به دین رسمی تبدیل كرده و دوباره به مثابهی ابزاری برای سركوب از آن استفاده كرده است. از این حربه برای تقویت فرهایزدی خود كمك گرفته و با عوامفریبی در پی آن برآمده تا نشان دهد كه هر دینی كه از جانب ایزد هم فرستاده شود به نوعی حامی و پشتیبان او خواهد بود.
2ـ دیدگاه تاریخیـ طبقاتی نسبت به مخالفت
طبق نظر این گروه، تاریخ عبارت از جنگ میان طبقات اجتماعی و رویدادهای اتفاق افتادهی فیمابین است. این نظریه نشاتگرفته از همان برداشت دیالكتیكیای است كه معتقد به نابودی تز توسط آنتیتز میباشد. برای همین، قائل به شرایط جنگ دایم هستند. لازم است در میان طبقات اجتماعی جهت جریانیافتن تاریخ، جنگ و درگیری وجود داشته باشد. تاریخ مورد نظر آنها چند درصد تاریخ انسانی را شامل میشود؟ سوال مهمی است كه باید به آن جواب داد. آیا تاریخ انسانیت با ایجاد طبقات اجتماعی شكل گرفته و طبقات از آغاز وجود داشتهاند؟ اعتقاد به ماتریالیسم تاریخی باعث شده كه روند تاریخ را عبارت از یك خط مستقیم پیشرونده بدانند كه در نهایت به مقطع تاریخی و حاكمیت طبقهی مورد نظر آنها میانجامد. وجود طبقات را لازمهی پیشرفت و تعالی جامعهی انسانی میدانند. مبارزه برای آزادی را سرلوحه فعالیتهای خود قرار داده اما با گرفتارشدن به سفسطهی جنگ میان طبقات در مسیر مخالف با آزادی در حال طی طریق هستند. بوجودآمدن اجتنابناپذیر طبقات برای آنها یك اصل است. اگر نگاهی گذرا به تاریخ انسانیت بیندازیم به راحتی به این موضوع پی میبریم كه بخش اعظم تاریخ انسانی بدون وجود طبقات سپری شده است. امكان آنكه تاریخ به صورت خطی مستقیم در هر زمانی سیر نماید وجود ندارد. این نظریه همانطور كه قبلا هم در مبحث دیالكتیك به زبان آوردیم انتزاعیگرایی محض است. برخی از مقاطع زمانی وجود دارند كه جامعهی انسانی در موقعیت گذار از این دورهها با عوامل بسیاری ارتباط برقرار میكند. ارتباط میان این عوامل با همدیگر و تاثیرات آنها بر جامعهی انسانی راه را بر وقوع شمار زیادی از تغییرات میگشاید. این تغییرات هم در طبیعت و هم در جامعهی انسانی تاثیرگذارند. حتی منطق پوزیتیویستی آنها هم مشكل دارد. بر طبق نظر آنها برای گریز از بحران یك راه وجود دارد و احتمال رسیدن به موفقیت نیز صددرصد است. كافی است كه اندكی از مسائل محاسباتی سردر بیاوریم تا غلطبودن آن روشن شود. بر اساس قوانین شرایط بحران، احتمال هر گونه رویدادی وجود دارد. شرایط پیوست و گسست فوقالعادهیی به وجود میآید. بستر دوران بحران برای زادهشدن و تحول بسیار آماده است. اینكه حتماً بعد از یك دورهی بحران آنچه بیرون میآید نظامی پیشرفته است یا پسرفت را شاهدیم، جای بحث دارد. به همان اندازه كه امكان پیشرفت وجود دارد، به همان اندازه هم ارتجاعیشدن وجود دارد. با توجه به قوانین دوران بحران از لحاظ سیاسی، هر سازمان و گروهی كه دارای سازماندهی ویژه و كارآمدی باشد، میتواند در جهت پیشرفت اجتماعی حركت نماید. اینكه در یك دورهی بحران حتما باید نظامی اجتماعی مبتنی بر طبقات ایجاد شود، بسیار غیر منطقی است. اشتباهی تاریخی است كه دودستی نیروهای مقاومت و تلاشهایشان را به نظام سلطه تقدیم مینماید. بر اساس این نظریه تاریخی شاهد تقلیلدهی افراطی در نقش اپوزیسیون هستیم.
تمكین به دولتهای حاكم، برقراری نظامی طبقاتی و قبول خشونت و كاربرد آن عبارتند از مفاهیمی كه به شدت ذهنیت جامعه را برای بردهشدن در برابر نظام دولتی آماده كرده؛ دستاوردهای فرهنگی و انقلابی را یكی پس از دیگری تقدیم نظام سلطه مینماید. سوال این است كه آیا مفسرین و اندیشمندان وابستهی نظام دولتی توانایی آن را ندارند كه با استفاده از تئوریسازی، ادله و براهین غیر واقعی بر دوام عمر خود بیفزایند؛ یا اینكه همان مسالهی خشونت را در مورد خود نیروهای مقاومت به اجرا درآورند؟ مسلما به همین صورت است. یك طبقه به هر طریق ممكن كه باشد ماندگاری خود را در قدرت تضمین مینماید. این نظریات تاریخی در میان تمامی احزاب و گروهایی كه معتقد به نظام طبقاتی هستند، باعث شده كه جامعهی انسانی را از تاریخ كه به گفتهی رهبر آپو: كتاب مقدس انسانهاست، محروم نمایند. با این كار نه تنها وجود طبقات و نظام دولتی را قبول كردهایم، بلكه فرصت سازماندهی را هم به نظام دولتی دادهایم. حتی با استفاده از حربهی خشونت كه نقش قابله را برای او قائلند، ابزار نابودی خود را در دستان نظام دولتی قرار دادهاند. در اشخاص و سازمانهایی كه برخوردار از این نوع اندیشهی تاریخی هستند، شاهد برخی از رفتارها كه اصلاً با روح مخالفت و مقاومت همخوانی و تباین ندارد، هستیم. از آن جمله میتوان به آستانهی بالای مدارا اشاره كرد. احزاب و اشخاص معتقد به این نگرش تاریخی به خاطر قبول موجودیت طبقات اجتماعی و نقشی كه برای آنها در پیشبرد یك مرحلهی تاریخی قائل هستند، مدارا برایشان به یك شرط جایز تبدیل شده و گاهاً به حدی است كه فرقی بین سردمداران نظام و این اشخاص نمیتوانیم قائل شویم. مورد اشتباه دیگری كه در اندیشهی آنها حاكم است، تغییر جایگاه خودی و دیگری میباشد. به خاطر برداشت آنها از نقش خشونت و لزوم بهوجودآمدن طبقهی اجتماعی امكان جایگزینی یكی از این طبقات با گروههای مقاومتی بسیار زیاد است. منظور قائلشدن نقش مقاومتی برای یك طبقه است. خود این امر هم از طرف دولتها و نظامهای سلطه مورد سوءاستفاده قرار گرفته و بیشترین زیان را متوجه خط مقاومت تاریخی كرده است. سازماندهی محدود و مخاطبسازی ضعیف به علت اینكه، تنها نقش انقلابی را شایستهی یك طبقه میدانند، از دیگر موارد ضعف سازمانی این احزاب و گروهها میباشد. استراتژیی بسیار سطحی كه هرگز نمیتواند عمق تغییر را در برنامه داشته باشد. حتی حاضر نیستند كه نسبت به توسعهی میدان فعالیتی خود هم تلاش نماید. به جای تاكتیكهای سركوبگر و عقببرنده، بیشتر سركوبپذیر و عقبنشینیكننده عمل مینماید. ایجاد زمینه برای رشد فرصتطلبی سیاسی و اجتماعی از ویژگیهای سازمانی این گروههاست. به دلیل اینكه زمانبندی كاملی برای رسیدن به هدف ندارند، لذا بیشتر به دنبال فرصتهای بادآورده گشته و از آن به عنوان شم سیاسی یاد مینمایند. پیشرفت كلاممحوری در نزد این افراد كه برخاسته از نوع رویكرد اشتباه آنها نسبت عناصر جامعهی ارگانیك میباشد، برای فریب اذهان عمومی است. در بطن این كلاممحوری تلاش برای تئوریبافیهای منحرفكننده موجود است. از همهی این موارد مهمتر، تقسیم جامعه به گروههای مخالف با هم است. وظیفهی حزب ایجاد سازماندهی و تقویت نهادهای مردمی است. اما متاسفانه جامعه را به گروههای موافق و مخالف تقسیم نموده و به این صورت به ازهمپاشیدگی آن میانجامد. نكتهی مهم دیگری كه از آن چشم پوشیدهاند، نحوهی شكلگیری دولت و بقای آن میباشد. ساختار طبقاتی برای دولت امری حیاتی بوده و یك طبقه تنها میتواند نقش یك اپوزیسیون اصلاحطلب را بازی نماید و از این حد بالاتر نخواهد رفت. وجود ساختار مشابه با نظام دولتی نشان از تفكرات مشابه داشته و به همین خاطر هم نمیشود كه انتظار عملكردی مخالف نظام دولتی از اینگونه احزاب داشت. نگرش دولتی آنها را به سوی سیاست حذف رهنمون خواهد شد. طبقهی مربوطه باید نیرومند باشد و گروههایی را كه در مقابل آن قرار میگیرند حذف نماید. وقتی كه بقا در عرصهی سیاست را تلفیقی از تقدسبخشی به یك طبقه و ماندگاری آن میدانند، بدون شك سیاست آنها در تعامل با دیگران سیاست حذف خواهد بود. خود سیاست حذف هم ارتباط اساسی با نیرو و توان سیاسی و اجتماعی دارد، كه در صورت نبود، زمینهساز زدوبندهای سیاسی و رانتگرایی است. این تبانی راهگشای خیانت در میان نیروهایی است كه تنها موقعیت خود را بر اساس یك طبقه تعریف مینمایند.
باید موضوع دیگری را هم به این مقوله اضافه كرد و آن هم رشد تضاد طبقاتی است. در ایران و كوردستان به شكل كشورهای اروپایی و آمریكایی دارای آن دستهبندی طبقاتی مشخص نیستیم و جامعهیی شرقی بسیار درهمتنیدهتر بوده و حتی طبقهی اجتماعی چارچوب برجسته و همواری ندارد. برای همین هم این نوع از استراتژی با توجه به برخی از واقعیتهای اجتماعی خاورمیانه و كوردستان در حال حاضر تنها به تضاد طبقاتی دامن میزند. همچنان كه در فعالیتهای احزاب كلاسیك كوردی شاهد ظهور این نوع سیاستگذاری بودیم. احزابی با تفكر دولتی و جامعهیی بدون وجود چارچوب طبقاتی مشخص، زمینهی مساعدی را برای مداخلهی نیروهای استعمارگر كوردستان فراهم آورده بود. در نتیجه این احزاب به حذف یكدیگر رویآوردند. زیرا بدون دقت به درهمتنیدهگی جامعهی كوردستان، نمایندهگی طبقاتی را بر عهده گرفتند كه وجود نداشتند.
ادامه دارد...
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
