گذری بر دنیای کوانتوم
18 Mijdar 2014 Sêşem
اگر ماده میتواند به اتم و سپس الکترون, نوترون و پروتون و نیز به کوارک تجزیه شود جامعه نیز میتواند به طبقه, گروه, خانواده و فرد و فرد نیز بر مبنای هویت, شخصیت, رفتار, احساس تفکر و... تجزیه گردد...
اردال
شناخت دنیای کوانتوم, میکروکوسموس (میکروکیهان), ذرات زیر اتمی, تئوری دوگانگی موج ـ ذره, مستلزم شناخت دیگر ابعاد کیهانشناسی میباشد. همچنین شناخت کل کیهان و راههای رسیدن به عمق این شناخت مستلزم شناخت کیهانهای کوچک و تعامل و تقابل روابط آنها با یکدیگر میباشد.
البته شناخت عمیق و گستردهی کوانتوم, راهکار کوانتومی و دستیابی به شاخههای علمی مربوط به فیزیک کوانتوم بسیار دشوار است. حداقل این گفته از نقطهنظر ما انسانهای غیرمتخصص که در فیزیک و سایر علوم تخصصی مهارت کافی نداریم، صدق میکند. اما برای پیبردن به مسایل و کشف حقایق احتیاجی به این نیست که حتما بایستی دانشمند یا عالم باشی و یا اینکه چون دانشمند نیستیم، نمیتوانیم به تحلیل مسایل بپردازیم و از زیر بار کشف حقایق شانه خالی کنیم. اگر برای نخستین بار در پرداخت به یک موضوع نتوانیم علمی و یا فلسفی برخورد کنیم، حداقل میتوانیم با دیدی متولوژیک به آن بنگریم که در این صورت، مطمئنا نتیجهیی بهمراتب علمیتر و باارزشتر حصول خواهد شد. البته باید گفت که دانشمندان و فیزیکدانان هم در ابتدا به خوبی از فیزیک کوانتوم سر در نمیآوردند و هنوز هم این بخش از فیزیک آنچنان گسترش پیدا نکرده بود. عرصهی یک کوانتوم آنچنان گسترده است که حتی شما که مشغول خواندن این مطلب هستید در میان امواج کوانتایی محاصره شدهاید. در بسیاری از مواقع ما متوجه وجود پدیدهها, کیهان و جهان اطراف نمیشویم. یعنی نمیتوان جهان و کیهان را بدون کوانتوم تصور کرد.
کلیهی مفاهیم, قوانین, حرکات, رفتار, معیارها و سطوح بر اساس منطق علم و دانش استوار شده است. هر چند نظرات و اندیشههای مبتنی بر فیزیک کوانتوام در قرن اخیر رواج یافته باشند، اما باز هم این عرصه (عرصهی علم و دانش) تنها عرصهیی هستند که محور تشکیلدهندهی و جریانبخش زندگی میباشند.
همانطور که مفاهیمی همچون ماده, روح, شکل, محتوا, مکان و زمان و غیره وجود دارند تاثیر و روابط دو به دوی اینها بر هم نیز به شکل حرکت، نیرو، سکون و غیره و در قالب کوانتایی دیده میشود، در ارگانهای زنده نیز بسان حرکات فیزیکی و اجتماعی, تحولات فیزیکی , شیمایی و روحی نیز دچار انبساط و انقباض شده و دایما در تعامل و تقابل میباشند.
کلیهی این فعالیتها و واکنشها ماهیتی کوانتومی دارند. این مساله در مورد تبدیل ماده به انرژی و انرژی به ماده نیز صدق میکند.
همانطوریکه میتوان کیهان را مشکل کلی؛ یعنی حاوی کلیه موجودات اعم از جاندار و بیجان در نظر گرفت، نیز میتوان هر یک از اجزا این کیهان را به عنوان یک کیهان در ابعاد کوچک در نظر گرفت. مثلا هر یک از ستارگان, کهکشانها, سیاه چالها, نوترونی, سیارهها، شهابها و... را نیز بدین شیوه در نظر گرفت. حتی انسانها را نیز میتوان با توجه به ویژگیها و تفاوتهایشان با هم دستهبندی کرد.
با توجه به اینکه حتی علم طب و حقوق نیز نمیتوانند لحظهی مرگ را چه در سطح جهان و چه در سطح محلی تشخیص دهند, چگونگی شکلگیری و نیز کشف لحظهی پیدایش زندگی نیز بسیار پیچیده و دشوار میباشد.
آیا میتوانیم بگوییم که با لقاح اسپرمهای مرد با تخمکهای زن، زندگی یک موجود زنده شروع میشود؟ یا اینکه باید کمی دورتر از آن حرکت کرده و مرحلهی آشنایی زن و مرد با هم را گام اول بدانیم؟ اگر زنی در هنگام مرگ حامله باشد، آیا میتوان گفت که دو موجود یا دو نفر مردهاند؟ آیا قوانین طب و حقوق معیار و راهکاری برای تشخیص این مسایل از هم دارند؟ آیا این تفاوتها و تضادها همیشه بوده, هستند و خواهند بود؟ مطالب و گفتهها و اندیشههای ما در میان مردم و جامعه چگونه تحلیل و دریافت میشوند؟ کدام یک از اعضا و ارگانهای انسان باید از کار بیفتد تا به آن انسان "مرده" بگوییم؛ مغز او؛ قلب او؛ روح او؛ روان او؟ فرهنگ, عقیده و امید او و دانش و رفتارهای او؟ اگر فرض بر این باشد که نطفهی انسان در لحظهی جفتگیری زن و مرد نضج میگیرد، باید گفت که هر اندازه زندگی به انسان نزدیک باشد به همان اندازه مرگ نیز به انسان نزدیک است. انسان از نقطهی زندگی به نقطهی دیگر یعنی مرگ حرکت میکند و بر عکس هر زندگی و حیاتی با خود، مرگ به همراه دارد و هر مرگی در ورای یک زندگی است.
ماده، خواص گوناگونی دارد. مادههای جاندار و بیجان و تبدیل آنها به همدیگر در کلیه مراحل و شرایط صورت گرفته و بهتدریج به تعادل پایدار رسیده و به هویت واقعی خود دست مییابند. میتوان ماده را به لحاظ مختلف دستهبندی کرد؛ از لحاظ جامد, مایع و گازبودن آن یا به لحاظ رنگ, گرما, نور و غیره هر یک از اشکال ماده میتواند به شکلهای دیگر ماده و انرژی درآید. این تحولات در قالب احساس, فکر و رفتار و اشکال انرژی و بر اساس موج (نور, صدا, رنگ) و ذرات (متناسب با بافت ماده) صورت میگیرند. همانطوریکه میتوان ماده را شکافت و به کوچکترین جزء سازندهی آن دست یافت, جامعه را نیز میتوان به اجزای تشکیلدهندهی آن تقسیم نمود. یعنی اگر ماده میتواند به اتم و سپس الکترون, نوترون و پروتون و نیز به کوارک تجزیه شود جامعه نیز میتواند به طبقه, گروه, خانواده و فرد و فرد نیز بر مبنای هویت, شخصیت, رفتار, احساس تفکر و... تجزیه گردد. این قانون در مورد کلیه موجودات اعم از جاندار و بیجان صدق میکند.
به حوزهی عمل این قانون در سطوح و اندازههای بسیار کوچک, حوزه "میکرو کیهان" و به حوزهی عمل قانون مذکور در سطوح و اندازههای بسیار بزرگ "ماکرو کیهان" گفته میشود. البته قوانین فیزیک به تنهایی در شناخت واحدها و بافت مادهی تشکیلدهندهی یک شی کافی نبوده، بلکه بایستی به ویژگیها و عمق زوایای روحی آن نیز پی برد.
بر اساس نظریهی کوانتوم هیچگونه جبر، مطلقیت، قطعیت و مستقیم الخط بودن تحولات در سیر و روند تغییرات و تحولات مادی وجود ندارد. هر پدیدهیی به نوعی با پدیدههای دیگر و ساختار درونی خود در رابطه است. هر اندازه بتوان به کنه و عمق یک پدیده دست یافت، به همان اندازه درک صحیحی از آن پدیده بهدست میآید. چنین منطقی ما را از دیدگاهی کلاسیک که مبتنی بر مفاهیم عینی, ذهنی, عمومی, ویژه, کلیت و ذره استوار است، میرهاند. در حرکت یک جسم, نه تنها به حرکت آن جسم بلکه به لحظهیی که جسم، به حرکت درمیآید و همچنین مکانی که جسم متحرک در آن لحظه طی میکند، باید پرداخت و توجه کرد.
آیا بر اساس نظریهی کوانتوم کلیهی اصول و مبانی, قوانین و مفاهیم و راهکارهای کلاسیک و قدیمی از درجهی اعتبار ساقط میشوند؟ خیر! در تاریخ اجتماعی انسان, بعضی چیزها بهصورت عقیده, امید, تفکر و مفهوم وجود دارند که در زندگی انسانها ریشه دوانیده و نهادینه شدهاند، اما این دلیل بر این نمیشود که حتما همهی این مفاهیم در قالب قوانین فیزیک در کیهان وجود داشته باشند. برخی مواقع و در بازههای زمانی لزومی برای دخالت و تحریک روابط و تحولات وجود ندارد. در دنیای کوانتوام این مساله که "هر آن احتمال وقوع هر چیز وجود دارد و همه چیز میتواند در حال تغییر باشد" صحت چندانی ندارد. چه بسا این منطق کاملا عکس روند تحولات نیز قرار گیرد. البته نباید به چنین نتیجهیی دست یافت که هیچ چیز به صورت قطع روی خواهد داد یا نه، منظور ما از این مطلب این است که رویدادن یک پدیده نه قطعی و حتمی و نه تصادفی است بلکه بر اساس نوع و کمیت ماقبل پدیده مذکور میباشد.
این وضعیت را میتوان به نوشتن یک انشاء تشبیه کرد. در موقع نوشتن انشاء از کلیهی نکات دستوری و گرامری استفاده میکنیم اما نقطهی پایانی و "قطعی" نمیگذاریم. بنابراین نباید بعد از انجام یک کار یا اتفاق افتادن پدیدهیی, در این حسرت که "ای کاش اینجوری نمیشد"، "چه حیف شد" و "پشیمانی" یا "اصلا از کارم پیشمان نیستم" باشیم؛ بلکه بهتر است با استفادهی مستمر از "اگر" ما به وضعیت عینیتری دست یابیم. بدیهی است که نمیتوان به گذشته برگشت, بنابراین از این منظر نمیتوان به جبران گذشته پرداخت. اما اگر بتوان اشتباهات گذشته را تحلیل کرده و آلترناتیوها و راهکارهای بهتری ارایه نمود، آنگاه میتوان آیندهی بهتری را پایهریزی نمود. فقط در چنین اجتماعی است که میتوان چالشها, تناقضات, خلا و یکسانی عملکردها را در بازار زندگی پشتسر گذاشت.
دنیای کوانتوم یعنی توانایی و امکان فراهمشدن هر نوع آلترناتیو و راهحلی در هر زمان و مکانی مباحث راجع به سرنوشت، تقدیر، تنوع، آزادی، ممکن، غیرقابلممکن و غیره در حوزهی بحث کوانتوم قرار دارند. حتی امروزه انسان توانسته است با استفاده از تکنولوژی بسیار پیشرفته در نقش و کارکردهی ژنهای انسان نیز دستکاری کرده و با استفاده از شبیهسازی و تغییرات در آن، موجودات و انسانهای دیگری بیافریند. هر چند این فعالیتها و کارها با اخلاق و وجدان مغایرت داشته باشد و تاثیرات مخرب و یا سازندهی نسبی بر جامعه بشری بگذارند، اما در حکم یافتههای جدید در مبحث کوانتوم میباشند.
با توجه به اینکه تمایز چندانی مابین مقولههای زیستشناسی، طبیعی و اجتماعی وجود ندارد، اما در حال حاضر روند تحولات در راستای رسیدن به نظامی میباشد که اساس آن را کوانتوم تشکیل میدهد. در دنیای کوانتوم، میتوان بهتر و عمیقتر به مسایلی از قبیل سرعت، حرکت، جانداران، تنوع، انعطاف، جزییات، پیچیدگی، چندلایهیی و چندجانبهبودن زمان پرداخت و به طبع آن به نتایج و دستاوردهای ملموستری در رابطه با آزادی و آزادشدن دست یافت. اما همهچیز به این تحلیلات و نظرات منتهی نمیشود. همچنین نمیتوان گفت که فقط موجودات جاندار یا بیجان در محدودهی تئوری موجی و ذرهیی، جای میگیرند. حرکات، تبدیل انرژی و تغییرات زمانی در سطح کیهان به اشکال گوناگون روی میدهند. از این لحاظ، فقط یک کیهان وجود دارد؛ یعنی وجود دو کیهان جداگانه امکان ندارد، اگر هم وجود داشته باشند، تفاوت فاحشی با هم ندارند. یعنی نمیتوان گفت که در یک لحظه دو نوع کیهان با خواص کاملاً متفاوت وجود دارند. نه میکروکوسموس محدود به فیزیک کوانتوم است و نه ماکروکوسموس محدود به کیهان. کوانتوم پلی است میان گذشته، حال و آینده؛ به گونهیی که میتوان با تحلیلاتی واقعبینانه از گذشته و حال به طراحی َآیندهیی مطمئنتر پرداخت و از تکرار خطاها و نقایص جلوگیری نمود. چون کلیهی تحولات و روابط با هم مرتبط بوده و روبه جلو در حرکتند. کوانتوم کلیهی زوایای زندگی، جوانب فلسفی، فکری و مادی آن را دربر میگیرد.
در آخر با یک حکایت که تقریبا با مبحث کوانتوم مرتبط است به نقطهی آخر برسیم. جوانی، عاشق دختری میشود و برای خواستگاری پیش پدر دختر میرود. پدر دختر، پسر جوان را مورد پرسو جوی فشردهیی قرار میدهد و پسر جوان با اعتماد به نفس کامل به سوالات جواب میدهد. پدر دختره میپرسد: شاغل هستید؟ چقدر حقوق میگیری؟ پسر با فروتنی جواب میدهد که شاغل است و حقوق زیاد میگیرد. پدر باز میپرسد: خانه و ماشین داری؟ جوان میگوید: بله دارم. پدر در ادامه میپرسد: سیگار میکشی؟ قماربازی میکنی؟ با چشم بد به دختران نگاه میکنی؟ جوان در جواب میگوید: من اصلا در زندگی از این قبیل کارها نکردهام. پدر دختره با شگفتی و خوشحالی تمام میگوید: پسرم تو یک پیامبری، واقعا از تو خوشم آمد اما برای اینکه مطمئن شوم، برای آخرین بار به من بگو اگر کار خلافی کردهیی به من بگو. جوان بسان فرماندهیی که در جنگ پیروز شده میگوید: البته که چیزهایی انجام دادهام، اما چیزی نیست فقط کمی دروغ گفتم.
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
