Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $rootPath in /home/komunar/public_html/fa/includes/settings.php on line 49
اپوزیسیون | Komunar.NET

اپوزیسیون

07 Îlon 2014 Yekşem

این به‌دور از واقعیت است که عمر اپوزیسیون را در حدود نظام‌های پارلمانی در نظر می‌گیرند...

یكی از واژه‌های رایج در ادبیات سیاسی اپوزیسیون است. این واژه در اصل یك فرانسوی و به معنای مخالفت بوده اما جا دارد كه از لحاظ محتوایی، معنایی، كاربردی و كاركردی مورد تحلیل قرار گیرد. هر چند كه امروزه این واژه را برآمده از نظام‌های نوین سیاسی می‌پندارند و برای آن عمری در حدود همین نظام‌های پارلمانی را متصورند، ولی این تصور به دور از واقعیت است. این واژه همانند سایر اصطلاحات از قبیل؛ آزادی، عدالت، فرهنگ و غیره به صورت بریده از تاریخ و جامعه مورد بررسی قرار گرفته است. یعنی وجود اپوزیسیون را مرهون نظام دموكراسی پارلمانی می‌دانند. خود این موضوع نشان از انقطاع از تاریخ و جامعه دارد.

امروزه اپوزیسیون تلاش و كوشش‌های احزاب، گروه‌ها و نهادهای مدنی، برای دست‌یابی به اهداف و آرمان‌های‌شان را دربرمی‌گیرد. مخالفت اشكال گوناگونی یافته و بر اساس سازماندهی، تفكرات و اندیشه‌ها، جایگاه اجتماعی، بافت طبقاتی و فرهنگی، ساختار اقتصادی، توزیع قدرت و جنسیت، تقسیم‌بندی‌هایی در مورد آن صورت می‌گیرد. به دیگر سخن این مخالفت برخاسته از طرز فكر و جهان‌بینی‌ای است كه طیف مخالف از آن برخوردار است. همه‌ی ابعاد مخالفت‌شان در نوع تفكر و اندیشه‌ی آنها نهفته است. زیرا ارزش‌هایی را كه بر اساس آن به هندسه‌ی جامعه‌ی آینده‌‌شان می‌پردازند و نظام مدیریتی‌ای را كه مد نظر دارند در قالب این جهان‌بینی ارایه می‌دهند. در واقع از نوع اندیشه فرد یا گروه مشخص خواهد شد كه قادر به‌ آفریدن مفاهیم نوین هستند یا خیر؟ اگر این اپوزیسیون قادر به ارایه‌ی مجموعه مفاهیم تازه با قابلیت تاثیرگذاری بر كلیت ذهنیتی باشد، می‌تواند به عنوان یك آلترناتیو در عرصه‌ی سیاسی به فعالیت بپردازد.

مورد قابل توجه در اینجا این است كه دغدغه‌ی اصلی خلق‌ها همواره این بوده كه نظام مدیریتی دموكراتیك جامعه به نظام استبدادی تبدیل نشود. جلوگیری از این رویداد كاری بس دشوار است. زیرا برقراری و یا ماندگاری دموكراسی و یا نظام مدیریتی برخاسته از نهاد مردم نیاز به یك تلاش مستمر و فعالیت مداوم دارد. این مورد در اصل حجم فعالیتی بالای اپوزیسیون یا گروه‌های مخالف را نیز نشان می‌دهد. به راستی مخالفت از كجا و به چه صورت آغاز شد؟ آیا مخالفت هم دارای روند تكاملی است یا خیر؟ دارای كدام معیار و اصول است؟ آیا نوع نظام‌های اجتماعی به‌وجودآورنده و پیشبرنده‌ی روند مخالفت بوده‌اند؟ می‌توان برای مخالفت هم اخلاق قایل شد؟ سطح دانش و آگاهی ما در مورد روند شكل‌گیری مخالفت یا همان اپوزیسیون چه كمكی  به نحوه‌ی مخالفت‌ورزی ما خواهد كرد؟ سوالات از این دست در ذهن همه‌ی ما انسان‌ها در مورد مخالفت وجود دارند و بایستی به آنها پاسخ داده شود.

با نگاهی واقع‌بینانه به موضوع درمی‌یابیم كه مخالفت به همین سادگی‌ها هم نیست. حتی بسیاری از مشكلاتی كه ما امروزه در اجتماع شاهد‌ آن هستیم از ناآگاهی ما در رابطه با نحوه‌ی مخالفت‌‌ورزیدن سرچشمه می‌گیرد. كسانی كه از دانش كافی در این رابطه برخوردار باشند، می‌توانند گام‌های عملی بهتری را بردارند؛ یا شاید بهتر است بگوییم كه بدون شناخت از اپوزیسیون نمی‌توان گام عملی برداشت. پس اگر واقعیت امر به این صورت باشد، مشكل از چه ناشی می‌شود؟ واقعیت امر این است كه در امر شناخت اپوزیسیون شاهد تقلیل‌دهی بسیار زیادی هستیم و همین باعث شده كه در سطح تقلیل یافته‌یی به مخالفت بپردازیم. یا اینكه سطح مخالفت را برای ما تعیین نمایند! در مقام پوزیسیون یا اپوزیسیون كه قرار داشته باشیم، احتیاج به فعالیت و میزان كاركرد ما بستگی به شناخت ما از مقام مقابل‌مان دارد.

همچنین در رابطه با همین مبحث باید اشاره‌یی به موضوع مشاركت اجتماعی و نحوه‌ی اداره جامعه و میزان بازبودن و یا انسداد مشاركتی در مدیریت جامعه داشته باشیم. زیرا باید برای مساله‌ی اپوزیسیون مورادی منطقی وجود داشته باشد، یعنی اینكه در چه راستایی مخالفت صورت می‌گیرد؟ واقعیت امر برمی‌گردد به نظام اداره‌ی جامعه. برای همین هم این پرسش مطرح می‌شود كه سیستم مدیریتی جامعه‌ی ما چه مشكلی دارد كه باید عوض شود؟ آنچه كه ما را به مخالفت وا‌می‌دارد و باعث می‌شود كه نیروها گردهم آمده و ایده‌هایی برای خروج از بحران اجتماعی ارایه دهند چیست؟ وضعیت نامتعادل اجتماعی باعث می‌شود كه نسبت به تغییر روش اقدام صورت گیرد. تلاش همه‌ی ما جهت بهترشدن وضعیت اجتماعی است. هرگاه كه مدیریت اجتماع نتواند وظایف محوله را به‌خوبی به انجام برساند, به طور طبیعی نیروهای از داخل همان اجتماع به عنوان بازدارنده، اصلاح‌كننده، ناظر و هماهنگ‌كننده عمل خواهند نمود.

برای درك بهتر موضوع مخالفت، باید به پدیده‌ی جامعه به شیوه‌یی بسیار علمی‌تر نگریست. جامعه را از لحاظ تاریخی و اجتماعی مورد بررسی قرار داد. تا زمانی كه از شیوه‌ی به‌وجودآمدن جامعه آگاهی كامل و دقیقی نداشته باشیم، از درك موضع مخالفت هم عاجز خواهیم بود. همین عدم شناخت از ماهیت جامعه معضل‌آفرین شده و بر بحران‌زایی دامن می‌زند. اینكه جامعه به چه منظور تشكیل شده و چقدر توانسته كه در راستای تحقق اهداف و آرمان‌هایش به پیشرفت نایل آید، همگی جای سوال دارد. مسایلی از قبیل انحراف جامعه در مسیر تاریخی‌اش و اینكه این انحرافات چگونه توانسته‌اند، خود را به‌عنوان مسیر اصلی نشان دهند نیز مورد مناقشه هستند. حتی باید این مورد را هم به موارد شناختی اضافه نمود، كه آیا این انحرافات قابل پیشگیری بوده یا نه؟ چه روش‌هایی به كار برده شده تا جامعه‌ی از ریل خارج‌شده را دوباره بر مسیر خود بازگردانند. حتی به موارد ضمیمه‌شدن اپوزیسیون به پوزیسیون در جریان انحرافات تاریخی باید توجه كرد.

نحوه‌ی كاركرد نیروهای مخالف هم حوزه‌یی است كه باید به صورتی دقیق آن را مورد مطالعه قرار داد. اینكه در اردوگاه مخالفان از كدام ابزارها و تكنیك‌ها استفاده شده و این ملزومات مخالفت در چه سطحی از كارایی هستند و یا بوده‌اند. میزان نو‌گرایی در همه‌ی ابعاد جهت گذار از رخوت مبارزاتی و پویایی سازمانی عاملی مهم و تاثیر‌گذار در میزان كاركرد اپوزیسیون است. بخش اعظم نیروی مخالفت صرف نوسازی داخلی از طریق نو‌اندیشی و باز‌اندیشی می‌شود. تا از این راهكار بتواند به یك برآیند نیرو دست‌یافته و توان تاثیر‌گذاری متغییر‌های ثابت را تا حد ممكن كاهش داده و از این طریق اندازه نشت و بازخورد نیرو را در سطح متناسب نگه دارد. از دیگر سو، میزان بسامدِ متغییر‌های نوساندار (وابسته) را به حد كمترین ارتجاع رسانده تا از اصطكاكات دایمی در زمان عمل جلوگیری شود.

فراموش نكنیم كه انتخاب راه و روش مناسب، اصلی اساسی در رسیدن به اهداف است. چون روشی مناسب كه با دقت در تمامی عوامل و جوانب انتخاب شده، بیشترین سهم را در طی مسیر درست دارد. مطالعه و تحقیق بر روی روش مناسب از اهم وظایف نیروهای مخالف است. اگر امروزه می‌بینیم كه در سطح كلان به بررسی و ارایه راهكار و نقشه‌های راه پرداخته می‌شود، ناشی از پی‌بردن به نقش روش است. باید دید، در مسیر مخالفت چقدر از راهكارهای به‌روز، استفاده شده و با توجه به سطح پیشرفت علمی و فكری و تكنولوژیك در ارتقای روش‌های قابل نوسازی چه تلاشی صورت گرفته است. هرگز نباید فراموش كرد كه انتخاب روش احتیاج به احاطه‌ی كامل بر فضای‌های مختلف دارد. تنها اشراف و برخورداری از شم سیاسی نمی‌تواند ما را به سرانجام برساند. در این تحقیق به این موضوع هم می‌پردازیم و مشكلات ناشی از عدم رویكرد مناسب نسبت به روش را در طول تاریخ بیان می‌نماییم.

یكی دیگر از محورهای مورد بحث در رابطه با مخالفت، ساختار و چیدمان حكومتی و قدرت است. اینكه ساختار قدرت دارای چه نوع بافتی است. امكان مانور در میان بافت‌‌های این تشكل تا چه حد برای مخالفان آن ممكن و جوابگو است. آیا ساختار مربوطه قابلیت نفوذ‌پذیری را داراست. گرفتارشدن مخالفت در یك دور و تسلسل باطل هم ناشی از همین عدم شناخت از ساختار قدرت است. زیرا درك و فهم مناسب از عناصر موجود در خود ساختار قدرت، به  نوعی از فراخ‌دستی سیاسی می‌انجامد. با توجه به اصل انعطاف سیاسی در فعالیت‌ها بیشترین توجه را باید به این امر معطوف داشت. شناخت از جریان‌های مختلف برای موفقیت در مخالفت اهمیت شایانی دارد. هر نوع تغییر مسیر جریان‌های سیاسی یا همسویی‌شان، باعث خواهد شد كه فرصت‌های سیاسی جدیدی فراهم آیند و یا از میان بروند. البته این امر نه به معنای وانهادن و پاپس‌كشیدن از معیارها و پرنسیپ‌های اخلاقی است. داشتن انعطاف سیاسی كه ناشی از جریان‌شناسی سیاسی موافق و مخالف است می‌تواند به ما كمك كند و نباید این را با بی‌اخلاقی و منفعت‌طلبی یكی دانست. هر دوی آنها به صورت توام باید در كار و فعالیت سیاسی لحاظ گردند. دگماتیك‌بودن و اصرار بر مسایل و موضوعات بازدارنده، سازمان سیاسی و یا فرد سیاست‌مدار را از مسیر مخالفت درست دور می‌نماید. شناسایی ساختار قدرت و بررسی نقاط ضعف و نحوه‌ی اتصال مفاصل و بازو‌ها و تكیه‌گاه‌های قدرت، یك امر مهم و كارشناسانه است.

در زمینه‌ی مخالفت باید به موارد دیگری هم اشاره كرد. از جمله اینكه نحوه‌ی مخالفت در هر جامعه‌یی از نزدیك با مسایل اجتماعی و شخصیتی آن جامعه در پیوند است. نوع تفكرات حاكم در بنیان اجتماعی‌شدن و تیپ‌های شخصیتی به وجود آمده كه محصول شرایط گذار از مراحل حساس و دشوار تاریخی هستند در به‌وجودآمدن نیروهای مخالف كارآمد یا منفعل بسیار با اهمیت هستند. حتی در برخی از موارد چنان مشكلات شخصیتی گریبانگیر یك جامعه شده كه آن جامعه از لحاظ سازماندهی با مشكلات عدیده‌یی روبه‌رو شده و توانایی ساخت‌سازی و ایجاد نهاد‌ را ندارد. حتی نیروهای حاكم در اكثر اوقات با نشر افكار مخرب و برهم‌زننده‌ی مناسبات طبیعی جامعه‌، توانایی پیوست جمعی و همگرایی را در میان مردم از بین برده و به این طریق از به‌وجودآمدن هرگونه مخالفت ممانعت به‌عمل می‌آورند. این برای نیروهای حاكم بهترین حاشیه امنیت بوده كه می‌توانند در پناه آن به انحصار و احتكار ادامه دهند. در این حالت جامعه به شدت از سیاست بیزار شده به روش‌های دیگر برای بیان اعتقادات خود روی می‌آورد. می‌توان گفت این همان سیاست ضعیفه‌كردن جامعه است. حوزه‌ی شخصیتی كه از طرف نظام‌ها‌ی مخالف با جامعه در آن بحران‌سازی صورت می‌گیرد، جزو نقاطی است كه كمتر توسط كارشناسان مورد مطالعه قرار گرفته است. این هم ناشی از ناآگاهی از خود مبحث مخالفت است. زیرا تا در این حوزه بازسازی شخصیتی صورت نگیرد و شخص به جریان جامعه‌ی سیاسی بازنگردد، همچنان شاهد روند نزولی جریان مخالفت در جامعه خواهیم بود. بزرگ‌ترین معضل به‌وجودآمده در روند مخالفت، شكل‌گیری اپوزیسیونی متاثر از شخصیت‌های بیمار است كه توسط خود نظام‌ها برای رهایی از اپوزیسیون به وجود می‌آیند.

لزوم نگرشی صحیح به ابزار مخالفت هم موضوعی بسیار اساسی است. از همه چیز مهم‌تر فراموش‌كردن و دست‌برداشتن از خود مخالفت است كه تلاش و فعالیت‌هایی برای دموكراتیزاسیون بوده و به جای آن چسبیدن و تاسی به ابزار‌های مخالفت می‌باشد. شاهد رشد ابزار‌شده‌گی در این رابطه هستیم، به طوری كه گاهاً تمامی انرژی نیروهای مخالف در هر طیفی كه باشند، در ناكارآمدی یك ابزار كه تا حد غیرقابل باوری تقدس‌یافته هرز می‌رود. در واقع این بزرگ‌ترین مشكلی است كه در روند دموكراتیزاسیون، گریبانگیر جامعه و مردم شده است. این امر در خاورمیانه و همچنین در مناطقی كه مدرنیزاسیون به صورت تزریقی صورت می‌گیرد، مشهود می‌باشد. به طوری كه در حال حاضر هم بیشترین تاثیر را در تحلیل‌بردن نیروی مخالفت دارد.

 تنها به این مورد هم محدود نمانده و آسیب دیگری كه بر روند اثرگذاری اپوزیسیون وارد آمده، ناشی از تكثر و از هم‌‌پاشیدگی سامان آن است. تقسیمات متوالی در میان نیروهای مخالف نظام حاكم، ناشی از موارد جداگانه‌یی مانند، عدم دموكراتیك‌بودن سازمان‌ها و نحوه‌ی فعالیت‌شان است، احزاب و دسته‌های اپوزیسیونی را بیش از پیش در سراشیبی سقوط قرار داده و شانس ادامه‌ی حیات را به نظام‌های حاكم بر جامعه بخشیده. به جای تلاش برای شكستن فضای اختناق و استبداد و خودكامگی دولت‌ها، در همسویی با سیاست مستبدانه‌ی دولت كه هماننا تحلیل‌بردن توان نیروی مخالف است حركت می‌نمایند. برای نمونه توجه داشته باشید كه در جوامع دولتی امروزی دسته‌بندی‌های متفاوتی از اپوزیسیون ارایه شده كه می‌توان به اپوزیسیون‌های اقتصادی، فرهنگی و غیره اشاره كرد. این دسته‌بندی می‌تواند حامل چه معنایی باشد؟ در این حالت آنها بر این عقیده هستند كه تنها در یك حوزه احتیاج به اصلاح وجود دارد. با برطرف‌كردن مشكلات موجود در یك بخش سایر مشكلات هم از میان خواهند رفت. اما نظام حاكم برخاسته از یك ذهنیت است و وجود مشكل تنها در یك بخش بدون رابطه با سایر حوزه‌ها غیر ممكن است. باید به این هم دقت نمود كه این انشقاق در مساله‌ی مخالفت ناشی از نوعی رسوخ تفكرات لیبرالیستی است. همان روش تقسیم كه در علوم و دانش صورت گرفته در مرحله‌ی بعدی در مورد نیروهای اپوزیسیون هم اعمال می‌شود. این نشان از یك ساده‌انگاری در مورد فعالیت مخالفت دارد. باید به این مورد بسیار ریزبینانه نگاه كرد، چون یكی از راه‌های ضمیمه‌نمودن نیروهای مخالف در عرصه‌های مختلف فعالیتی است.

تاثیرگذاری استبداد شرقی بر ذهنیت جامعه تا حدی است كه نمی‌توان از آن چشم‌پوشی كرد. چنان از لحاظ ساختار ذهنیتی بر شخص خاورمیانه‌یی اثرگذار بوده كه در بیشتر اوقات به صورت ضمیر ناخوآگاه عمل می‌نماید. مسبب بیشترین تخریبات در زمینه‌ی مخالفت، ریشه‌دوانیدن این تفكرات در بطن جامعه‌ی خاورمیانه است. به نوعی این استبداد در سلول‌های افراد كاشته شده و فرد از سازوكارهای درونی آن لذت برده و خود را همانند یك سلطان و شاه صاحب قدرت و نفوذ می‌بیند، در حالی كه تنها در برابر استبداد، از خود‌بی‌خود شده و محافظه‌كاری بیش‌از حدِ ناشی از ترس، او را به شدت حراف و فرصت‌طلب نموده. این را هم فراموش نكنیم كه استبداد شرقی به شدت بر سازماندهی اجتماعی تاثیر‌گذار بوده و نُرم‌های خاصی از دسته‌بند‌ی را به وجود آورده كه سالها ممارست و تلاش برای از میان برداشتن این نوع از سازماندهی‌های ضداجتماعی و ضد انسانی لازم است.

سوای این موارد بیان شده، باید گفت كه مخالفت باید دارای یك جریان خاص باشد. چون اگر وجود جریانی تاریخی و اجتماعی را برای آن قایل نباشیم، ناچاریم بیشتر به احتمالات روی بیاوریم و به امید خلاء‌های سیاسی و برهم خوردن توازنات بنشینیم. یكی از كارهایی كه نظام‌های قدرت‌گرا برای از میان برداشتن و رهایی خود از مخالفان انجام داده‌اند،‌ تخریب و تحریف جریان تاریخی و اجتماعی مخالفت است. با بریدن رشته‌های ارتباطی در طول تاریخ در بین جریان‌های و نیروهای مخالف، هر كدام از آنها را مربوط به یك بازه‌ی زمانی دانسته كه نتوانسته یا لازم نبوده از آن گذار نمایند. یعنی تجربیات و دستاوردهای این نیروها را غصب كرده، بخشی از آنها را نابود كرده و یا از دسترسی عناصر دموكراتیك دور نگه‌داشته است. سیاست‌های به كار برده شده در این رابطه به بلای جان مخالفت تبدیل شده‌اند. حتی با نشان دادن عناصر دموكراتیك كه تلاش و كوشش تاریخی و بارزی را برای رهایی از چنگال استبداد انجام داده‌اند به صورت جوامعی دور از تمدن، بربر و عقب‌مانده، سعی در تخریب وجهه‌ی مخالفت تاریخی داشته و از این راه به كسب مشروعیت می‌پردازد. در یك كلام باید آن را هدایت پنهان جریان مخالف به نفع نظام سلطه دانست.

سبك نگرش مخالفان به رخدادهای اجتماعی و تحلیلات‌شان در باب مشكلات و معضلات جامعه می‌تواند راهگشا یا مانع‌ساز گردد. نمونه آن هم نوع نگرش اوریانتالیستی است. البته برای خاورمیانه‌یی‌ها این امر مصداق دارد. شایع بودن این طرز فكر در میان روشنفكران جوامع باعث تخریبات بسیار زیادی شده كه هنوز هم ادامه دارد. در همین تحولات اخیر خاورمیانه به وضوح، صدمات این طرز فكر را  شاهدیم كه نقش اساسی در قربانی‌گرفتن از مردم خاورمیانه دارد. هم پوزیسیون و هم اپوزیسیون از یك بستر فعالیتی و سازماندهی استفاده می‌نمایند و هر دوی آنها نیز ادعای نمایندگی آن را دارند. اگر تنها منظور از مخالفت دست‌یابی به این بستر و كسب منفعت باشد، نام آن را نمی‌توان مخالفت گذاشت. لازم است كه اپوزیسیون از لحاظ ذاتی نظام قدرت را شناخته روند تكوینی آن را به خوبی درك كرده باشد. چنانچه دوران و مراحل بلوغ قدرت و انحصار را به خوبی نشناسد، احتمال اینكه برای رهایی از یك نظام جامعه‌ستیز به دامان یك نظام قدرت و سلطه‌ی دیگر بلغزد بسیار زیاد است. چون این مورد بارها و بارها در تاریخ به وجود آمده و در نهایت این مردم جامعه بوده‌اند‌ كه دستان‌شان خالی مانده و به اهداف‌شان نرسیده‌اند. 

به غیر از موارد گفته شده ‌می‌توان به برخی از نكات دیگر هم اشاره كرد كه در شناخت مخالفت واقعی به ما كمك خواهد كرد و گذار از آنها یك امر ضروری است كه نباید یك لحظه هم از آن غافل شد. از آن جمله  می‌توان به نبود پروژه و برنامه‌ی برای آینده جامعه، نسبی‌بودن مخالفت، عدم تشكل مشخص و تلاش برای زیر‌بنا‌سازی جهت مخالفت كلی، عدم همكاری در بین نیروهای مخالف،‌ تنگ‌نظری سیاسی، وجود فاصله بین مردم و اپوزیسیون، ارتقاء‌ندادن مردم به صورت یك اپوزیسیون همیشگی و ناظر، نبود ایدئولوژی و برنامه‌ی دراز مدت و غیره اشاره كرد. در ادامه‌ی این بحث دیدگاه‌های مختلف را نسبت به مخالفت و اپوزیسیون بیان می‌نماییم. مهم‌ترین موردی كه باید به آن اشاره نماییم، دیدگاه كلی ما نسبت به مخالفت است كه در ادامه‌ی این مبحث به آن اشاره خواهیم كرد. ما معتقد به سیر تاریخی مخالفتی هستیم كه با شروع انحرافات اجتماعی در جامعه‌ی طبیعی آغاز شده و در برابر جریان قدرت‌گرا و سلطه‌طلب كه به صورت انگل‌وار از دستاورد‌های جامعه‌ی طبیعی تغذیه می‌نماید، به مبارزه پرداخته است. این جریان زنده، پویا و ادامه‌دار است و خلاف گفته‌های نظام‌های قدرت، در مراحل تاریخی و اجتماعات مختلف دست به نوگرایی در اعتقادات و  روش‌های مخالفت و مبارزاتی خود زده و هویتی تاریخی را بوجود آورده كه مبارزات اجتماعی حال حاضر نیز بر اساس اندوخته‌های معنوی و ارزش‌های آفریده شده توسط این جریان انجام می‌پذیرد.  نمی‌توان این جریانات را از همدیگر جدا دانست. ما در سیر دیالكتیكی مخالفت و روند مبارزاتی آن كه به صورت تاریخی به آن می‌پردازیم موضوع را فهم پذیر‌تر خواهیم نمود.

 

برگرفته از شماره 69 مجله ولات آزاد PJAK


Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42