چگونه باید زیست؟
23 Gulan 2014 În
آنچه را كه بسیاری در پی آن بوده و به آن نرسیده بودند، بنیاد كار خویش قرار دادم.....
معمولا یكی از اساسیترین مسائل مطرح در هر انقلابی، در باب چگونه زیستن است. از یك نظر خواستهی رهایی از نوع حیات مرسوم که با سنتها تا حد ممكن متعصب شده، مجالی به پیشرفتها نداده و در مقابل زندگی مانعسازی مینماید جوابگویی به پرسش مذكور است و از منظری دیگر كسی كه به جای آن شیوهی زندگی نامقبول، زندگی و تشكلی نو را با این دغدغه و با علاقهمندی شروع میكند و سپس تلاشهای تئوری و پراکتیك انقلابی آن را روا میدارد، جوابگوی این مسئله میشود.
انقلاب راه حلی است برای مسئله "چگونه باید زیست؟" انقلاب تنها برای ارائهی قوانین و شیوهی عملكردهای نظامی، سیاسی و تشكیلاتی نیست. همه این موارد جهت ایجاد زیرساخت و روساخت یك زندگی اجتماعی است. به جای اشكال مناسبات متكی بر فشار، دروغ، دورویی و هر نوع استعمار؛ تلاشی درجهت ایجاد یك اشتراك معین است که عاری از فشار و استعمار بوده و متكی بر دسترنج هركس با ارادهای برابر و آزاد است. این مقولات ارزشهایی هستند كه مقاطع انقلابی بیشتر از هر چیز به آن توجه كرده و خواهان برقراری آن میباشند. سیستماتیكشدن آزادی و روابط آزاد، هر انقلابی را به بستر گسترش و فراگیری میکشانند.
براساس اعتراض و واكنش به هر چیز به تئوری و پراكتیك انقلابی رسیدم
واقعیت كردستان چنان مهم است كه نمیتوان آن را با هیچ سرزمینی مقایسه كرد. این واقعیت به همان نسبت نیز راه حلی فوری میطلبد. سعی كردم كه زندگی خویش را خلاصهوار بیان نمایم. همانطور كه میدانید در"داستان دوباره زیستن"، زندگی خویش را از زمان كودكی به بعد توضیح دادهام. ببینید همانطور كه در آنجا نیز توضیح داده میشود. تقریبا به همه چیز اعتراض كرده و واكنش نشان دادهام. هنوز دوران بلوغ فكری خود را طی نكرده بودم كه خود را در مقابل نظامی كه تقریبا همه چیز آن علیه من بود، مشاهده كرده و در برابر آن ایستادم. در مقابل این دنیای خفقان آور، اولین كارم را با عصیان آغاز نمودم.
انقلابیشدن ما در دهه هفتاد مرحلهای بعد از آن بود. دوران تحصیلی و كودكیام در اصل همچون دوران ناسازگاری با نظام بود. از طرفی تلاش در جذب شدن نظام، از طرف دیگر رهایی از آن. تضاد با قوانین نظام، بیاخلاقیها، مخالفت با قوانین خانواده و اوضاع اقتصادی، سبب اعتراضی عظیم، فشار بر شخصیت و عصیان در من میشد. من چرا این همه عصیان را پیشه کردم؟ كسی كه خواستار گشایش راه برای آزادی است، غیر از این چاره دیگری ندارد. در برخی خانوادهها، شاید یك زندگی كودكانه ارضاكننده راهحل باشد. یعنی بعضی از خانوادهها باتوسل به، امكانات، وعدهها و اوامر نظام حاكم و نیروی فشار خود، میتوانند كودك را به این راه بكشانند. كودكان مطابق با دین، وضعیت اقتصادی، امكانات پیشرفت در داخل نظام و همچنین برطبق وضعیت حاكمیت خانواده، آموزش داده شده و به این راه كشانده میشوند. قوانین جا افتادهای براین اساس وجود دارند. اگر اوضاع اندكی مناسب باشد و یا انسان بتواند با این فرصتها خویش را پرورش دهد، پیشرفت در این مورد چندان دشوار نخواهد بود.
البته زنان تحت فشار و نظارت سختتری بزرگ میشوند. قوانین جزماندیشی بر آنها تحمیل میشود. سعی میشود آنها را وادار به قبول حیاتی كنند كه مطیع بودن و اطاعت درآن اساس است.
بیگمان همان چیز برای من هم مصداق داشت: یعنی بیرحمیهای خانواده، بیمعنیبودن نظام روستا، شرایطی كه شانس پیشرفت را میگرفتند، نرسیدن به هرآنچه كه خوب، درست و زیبا میپنداری، ناامیدی و حتی كینهای كه ناشی از آن است و حیاتی كه مغایر با خواست انسانها است. تقریبا هر چیزی برای انسان غیر قابل دسترسی است. یعنی آنگونه كه میخواهی، نمیتوانی تفریح كنی، به زبان خود سخن بگویی و از فرهنگ هم به دور میباشی. محیطها، بسیار وحشی، شكننده و راهشان به روی پیشرفت بسته است، خانوادهای از هم فروپاشیده نمونهای برای این وضعیت میباشد. خانواده سنتی نیز به نوعی فروپاشیده و تضعیف شده است. ببینید تمام این موارد، هم دلایل، هم نتایج و هم اهداف انسان كُرد است.
زندگی من اینگونه شروع شد. می دانید واكنشم چه بود؟ اگر كاری از دستم برنمیآمد از خانه فرار کرده و به كوهستان میرفتم, یعنی به نوعی مشغول بودم. وقتی آن روزها را به یاد میآورم، تحرك بسیار زیاد خویش را درك میكنم. قطعا مشغولیتی برای خود مییافتم. كمتر زمانی بیكار میماندم. بزرگترها و آنهایی كه قوانین ویژه خود را داشتند همیشه برایم در حکم ناظری بودند. میگفتند: فلانجا را خط زد، دستش را به اینجا یا فلان جا زد، و مواردی از این گونه. آنها میخواستند چیزی را كه به زعم آنها انضباط بود، تحمیل كنند. البته من هم بسیار پرجنب و جوش بودم. چیزی كه انجام دادیم جنگ با سنتهای جا افتاده بود. من به سیستمی كه بسیاری به آن راضی بودند، راضی نمیشدم. در پی علاقه، رفتار، اشتیاق و هیجانهای گوناگون بودم. این نوع زندگی، مطابق آرزوی من بود نه خواست نظام.
نظام چگونه باید باشد؟ البته مسئله "چگونه باید زیست" در اینجا نیز بسیار مهم است. از سرنوشتم راضی نبودم. سرنوشتی كه دیگران برایم رقم زده بودند را نمیپذیرفتم و سعی بر این داشتم كه سرنوشت خود را با دستان خویش تعیین نمایم. به عبارت صحیحتر به زندگی تحمیلی جوابی اینگونه دادم. غیرممكن و سخت بودن را قبول نداشتم. علیرغم اینكه هركس با اخلاق موجود تا آخرین حد سازگار بود، من بتدریج از آن دورتر میگشتم. آنچه را كه بسیاری در پی آن بوده و به آن نرسیده بودند، بنیاد كار خویش قرار دادم. سعی كردم دارای طرز تفكری باشم كه بسیاری لزوم آن را دریافته ولی نتوانستند به آن برسند، كاری را انجام بدهم كه كسانی خواستند ولی نتوانستند انجام بدهند. و یا به كارهایی فكر میكردم كه دیگران انجام دادند ولی برای من مقبول نبودند. تمام این مراحل در اصل واكنشی نسبت به زندگی تحمیلی بر من بود.
در دوران تحصیل و با شناخت نظام، به قوانین بسیار توجه میكردم. در اصل این یكی از شیوههای برخورد من در زندگی بود. در ظاهر بسیار پایبند به قوانین و یا مشروعیت اجتماعی بودم، اما در درون هم نه از نقد دست برمیداشتم و نه اجازه دستبرداشتن از آن را میدادم. علیرغم این در اوایل بسیار پایبند آنان بودم. اما با گذشت زمان آنها را عمیقا به نقد میكشیدم. به همان شكل میخواستم سازگاری خود را با نظام نشان دهم، اما علی رغم آن واكنشی بسیار بنیادین در من توسعه مییافت. به معلمان و بزرگترها بسیار پایبند بودم، اما همیشه "بزرگتری"ها را مورد بازخواست قرار میدادم. در اصل به نوعی وضع موجود را رعایت كرده و چندان در باب آن بحث نمیكردم اما آن را تماما هم نمیپذیرفتم. پنهانی آن را مورد نقد قرار بده و اگر گذری از آن لازم باشد، بگذر! از یك نظر همیشه اینگونه به زندگی نگریستم. (ادامه دارد)
برگرفته از کتاب "چگونه باید زیست" اثر عبدالله اوجالان
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
