حقیقت رفیق سارا و مبارزه برای حقیقت
17 Çile 2014 În
اگر زندگی یك مبارزه باشد و از تمامی روزنههایش [مبارزه و ستیز] سرازیر گردد، سادهترین معنایی که بروز مینماید این است: "زندگی یعنی مبارزه در جریان است"

*دلزار دیلوك*
ما شبیه هم هستیم. با وجود تفاوتمندیهایمان، در ابعاد بسیاری دارای وجه تشابه میباشیم. علیرغم ادعاهای متفاوت و مختلفمان، همه در شادمانی كشف ابعاد مشتركمان سهیم هستیم. تپش مشترك قلبهایمان آرامبخش روحمان است. ما؛ زنانی كه در مبارزهی آزادیخواهی كردستان جای گرفتهایم، در راههای آتشین مبارزه، با آهنگهای گوناگون ناقوس جنگ، مبارزهی خود را تداوم بخشیده و تا امروز رسانیدهایم. مبارزهی همرزمانمان را شاهد گشتیم، از مبارزه حماسهها شنیده و راه مبارزه را شناختیم. چندان كه هویت خویش را از میان کشاکش مبارزات بدست آوریم، راه چگونه "خود بودن" را نیز كم و بیش آموختیم. هنگامی كه به بیان مبارزه بر پایه آزادی زن، آزادی ملی و طبقاتی پرداختیم، دریافتیم كه تداوم مشی با مبارزهی بیشتر به معنای موجودیتیافتن است. چیز چندانی برای ما باقی نمانده بود كه از دست دهیم، جهت بازپسگیری هر آنچه از ما غصب کرده بودند، ناگزیر بودیم كه بجنگیم.
این زندگی و مبارزه چقدر به تاریخ الههها شباهت دارد، همان تاریخی که از پیکار الههی مادر "اینانا" برای استرداد دستاوردها و آفریدههای به غارت رفتهاش سخن میگوید ... هنگامی كه تا این اندازه بیمعنا نمودن در میان باشد، معنایافتن بدون مبارزه ناممكن مینماید. با آگاهی بر این امر، دریافتیم كه دارای هویتهایی بحرانی هستیم، لذا با در پیش گرفتن راه مبارزه، مسیر رهایی از این بحرانها را در پیش گرفتیم... خواستیم در دریای حقیقت همچون زنانی حقیقتزی باشیم، و راه آن نیز همین است؛ مبارزه و جنگیدن...
اکنون تداوم دهندهی راه یكی از این مبارزان هستیم. زنی كه مبارزهی "اینانا" را در عمق افکارش و در شریان قلبش احساس كرده و میزید. زنی كه به حقیقیتِ حقیقتی پنهان گشته پی برده و جهت نمایان ساختنش خویش را بر ما نمایان میسازد. زنی كه میدانست آشكار ساختن حقیقتش به معنای بروز حقیقت تمام زنان بوده و خویشتن خویش را یافتن است.
رهرو راه مبارزهی زنی حقیقتگشته هستم. زنی كه چنان با نیروی باطنی جان و اندیشهی خویش به تداوم مبارزهای میپردازد، كه الههها نیز چنین نجنگیدهاند. هم اكنون كتاب رفیق "شهیدسارا" به نام "زندگیام همواره پیکار بود" را میخوانم...كتابی است كه چند سال پیش نیز آنرا خواندهام، اما این بار را خواندنی واقعی مینامم. چراکه اینبار حقیقت رفیق سارا، در نوشتههایش برایم ملموس میگردد، نوشتهها و کلماتی را میخوانم كه در آن او را مییابم. برترین ویژگی انسان یعنی درك، پذیرفتن و تقبل موجودیت یكدیگر را توام با تمایزات موجود را، در خویش برساخته و در عمق افکارش با هم بودن و همزیستی انسانها را یگانه تقدس خویش میداند. در جامعهای كه اجتماعیبودنش را از كف داده، با قیام خویش مبارزه را آغاز نمود. و در اسارتِ دیوارهای زندان شهر "آمد" مبارزهی آزادی را ارتقا بخشید.
قیام و مخالفت در برابر مادر شاید برای یك كودك كاری سهل بنظر آید اما در واقع برافروختن آتش مخالفت با مادر از دشوارترین كارها است. آزمودن این وضعیت برای كودكان دختر شرایط بسیار دشوارتری را به همراه میآورد. چرا كه مادر کسی است كه ایجاد رابطه با وی بسیار راحت میباشد. اولین گام اجتماعیشدن دختر بچهها نیز همین است، یعنی پیوند و ارتباط دوستانه با مادر. برای او مادر اولین انسانی است كه میشناسد، خداوندی است كه او را آفریده و تمام حیطهی زندگیاش را دربر میگیرد. برای دختر بچهها مادر همه چیز است. میتوان آنچه كه در دل نهان داریم را با مادر بازگوییم. در زندگی؛ مادر تنها کسی است كه با اطمینان میتوان ندا و اسرار قلبمان را با او در میان گذاشته و هرگز نادم نشویم. فراتر از او همرازی نیست...
مخالفت با مادر به معنای تقابل با حقیقت خویش و واقعیتی كه ما را تشكیل میدهد، است. جدال و جنگ انسان در برابر حقیقت خویش بسیار دشوار میباشد. حقیقت ما مادرمان است. این امر برای دختر بچهها قاطعتر است. ما به مادرهایمان چیزهای زیادی میگوییم اما نمیخواهیم كه جدالمان با او را به سطح درگیریـصلح دختر و مادر برسانیم. هنگامی كه شدیدترین آلام یك مادر از كفدادن اجتماعیبودنش باشد، آنگاه این واقعیتی است كه پذیرش آن برای دختر بچهی آن مادر نیز بسیار دشوار خواهد بود. درك و قبول از دست دادن ویژگی اجتماعی بودن برای مادر بسیار سخت و عذابآور است. كشف، درك و پذیرش این واقعیت برای دختر بچهها نیز امری دشوار است. مجادلهی چنین مادری برای پرورش و محافظتِ فرزندش به سطحی غریزی تقلیل داده شده است. دخترِ چنین مادری بودن و اتخاذ تصمیم مبارزه با ابعاد مردودِ ـ[خصایصی كه بایستی رد شوند]ـ مادر؛ نشان از داشتن قلبی بزرگ است، قلبی به فراخی آسمانها...
ستیز و جدال رفیق "سارا" با مادرش و با تضادهای زندگیای كه مادرش را از حقیقتش جدا ساخته، بیوقفه تداوم داشته است. درک او از مبارزه با درگیریهای كلاسیك مادرـدختر شروع شده و با پیوند آن به معرفتی والا، سوق به سوی درك حقیقت جامعهی نوین میباشد. با تداوم این مبارزه با کسانی که اجتماعی بودنشان را از دست دادهاند، با درک واقعیت دشمنی كه مسبب این معضل و فقدان بوده است و حتی با مبارزه برابر رفقایی كه در مسیر یافتن رهایی از این وضعیت مانع بودهاند؛ بر هدف برساخت اجتماعیبودن و وصول به خویشتن خویش، متمرکز میگردد.
در هر سطر و هر جملهی این کتاب مبارزهای برای یافتن خویش توسط یك زن را میخوانم. زندگی رفیق سارا به تمامی مبارزه برای زن شدن است، مبارزهای است برای کسب هویت حقیقی زن. جدالش با مادر، ستیزش با افراد دیگر جامعه، پیکارش با مَرد (ذهنیت مردسالاری) و نظام حاکم، مبارزه و مقاومتش در برابر دشمنانی كه در زندان تن و جان پاکیزه و منزهاش را هدف قرار داده بودند؛ همه و همه رفتهرفته نظاممند گشته و به سطح رفاقتی تمام و کمال با الههی خویش "اینانا" میرسد... مبارزهاش را در زندان به اوج میرساند، این مرحله از قاطعترین مراحل مبارزه او بود. در طول این مبارزه، پایبندی، محبّت و اطمینانخاطری بیهمتا را در قبال همراهاناش در قلب خویش میپروراند...
دلیل الهه نامیدن رفیق سارا از سوی رفقای همزندانیشان در هنگامی كه هنوز ایشان در قید حیات بودند را اكنون به خوبی درمییابم. حقیقتی كه رهبریمان بیان كردند باری دیگر خود را نمایان میسازد: "زندگی آنگاه که زیسته میشود، درك نمیگردد". درك واقعیت زن انقلابی كه رفیق سارا با مبارزه آنرا آفریده بود با نقش معانی پالاییده از گذشته بر لحظاتی كه در آن بهسر میبریم امكانپذیر است. برای انجام این نیز، رفیق سارا زندگی زیسته شده و دستاوردهای آنانی كه با مبارزه زیستهاند را به ما ارزانی میدارد. همچون زنی مبارز شرط نخست برای رفیق و رهرو راه رفیق سارا گشتن، این است كه زندگی خویش را با مبارزه معنا بخشیده و به تداومدهندهی آن مبارزات مبدل گردیم.
اندكی مبارزهی رفیق سارا را از زبان و قلم خود ایشان بخوانیم:
«اگر زندگی یك مبارزه باشد و از تمامی روزنههایش [مبارزه و ستیز] سرازیر گردد، سادهترین معنایی که بروز مینماید این است: "زندگی یعنی مبارزه در جریان است". هنگامی كه رهبری در مورد كتابهای با مضامین جنگیام سخن میگفت، چنین اظهار داشتند: "دیگر پس از این رمان پیروزی را خواهی نوشت." شاید فرصت نوشتن "رمان پیروزی" پیش نیاید و یا من نتوانم فرصت بیابم اما در مبارزاتم برای دستیابی به شیوهی پیروزی مصمم هستم...»
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
