اخلاق و فرهنگ
11 Nîsan 2013 Pêncşem
اخلاق در واقع همان هویت انسان است و یكی از خصوصیات جامعهی انسانی میباشد. یعنی موردی منفك از خود انسان نبوده بلكه نماد و توصیفی در مورد خود انسان است. همانگونه كه انسان موجودی فرهنگی میباشد و بدون فرهنگ خالی از معنا خواهد بود، اخلاق هم جزئی جداییناپذیر از انسان بوده و شخصیت فرد با آن معنادار خواهد بود.
همهی ما كمابیش واژهی اخلاق را در طول روز و در مراوداتمان با دیگران به كار میبریم و یا میگوییم كه فلانی فردی بااخلاق است و یا اخلاق نیكویی دارد. برای فرد، جامعه، گروه و سازمانها پسوند اخلاق به كار برده میشود. همیشه در خانوادهها هم تأكید بر این است كه فرزندانتان را با اخلاق و درست تربیت نمایید. همهی ما به وفور به این مسئله هم برخورد نمودهایم كه میگویند فلانی بیاخلاق بوده و از برخورد با او بپرهیزید و یا از رفتن به فلان اجتماع و یا گروه خودداری كنید، چون بیاخلاق هستند. در همهی داستانها و اسطورهها هم به بنمایههای اخلاق اشاره شده و همواره افراد دارای اخلاق و منش درست ستوده شده و مورد احترام قرار گرفتهاند. در كردار، رفتار، نشست و برخاست، خوردن و آشامیدن، تجارت و معامله و حتی جنگ به اخلاق اشاره شده و برای همهی آنها اصول و موازین اخلاقی در نظر گرفته شده. انسانها خود را ملزم به رعایت آن دانستهاند. تخطی از این اصول در برخی از جاها با تنبیه و سزا و بسته به زمینهای كه خطا در آن رخ داده، همراه بوده است. در واقع به این اشاره میشود كه در این كار و یا محیط باید آداب مربوط به آن را انجام داد. بیشك همهی ما از بروز بیاخلاقیها در جامعه و در بین مردم بیزار هستیم و همواره در پی راهی بودهایم تا به روشی جلوی این موارد بیاخلاقی را بگیریم و گاهی به دنبال نیروهای ماورالطبیعه هم گشتهایم. از اینكه نیروی ما كفاف مقابله با آنها را نداشته است نگران بودهایم. به مواردی ظریفتر در زندگی میتوان اشاره كرد و در درون آنها نقش اخلاق را دید، مثلاً احترام به والدین و كهنسالان ، امانتداری، صداقت و راستگویی، همیاری، دستگیری از درماندگان، رعایت حقوق ، عدالتخواهی و موارد بسیار دیگری. بیگمان اگر آداب و رفتاری نیكو وجود نداشته باشد همه از هم گریزان خواهند بود و جایی وجود نخواهد داشت كه انسان به آن پناه ببرد. دقت نمایید كه معیارهایی كه در جوامع مورد قبول واقع شدهاند و همه بدون هیچ اجباری خود را ملزم به رعایت آن میدانند، معیارهای اخلاقی هستند.
تفاوت جوامع در اخلاق آنها نهفته است. به صورتی كه حتی با كوچكترین اشاره به مواردی از آداب و یا سنتی از جامعهای، بدون ذكر نام آن به راحتی متوجه میشویم كه متعلق به كدام جامعه است. زیرا اخلاق در بطن جوامع نهادینه شده و موازی با پیشرفت جوامع با آنها همراه بوده است. اخلاق، از جامعه یك دم هم جدا نخواهد بود. در طول تاریخ میبینیم اجتماعاتی كه از اخلاق بریده شده و یا اخلاق آنها دچار تزلزل شده و به انحراف كشیده شدهاند، در نهایت خود هم به نابودی دچار گشتهاند. و بیاخلاقی آنها در تاریخ برای عبرت دیگران به صورت داستان تا به روزگار ما باقی مانده است. برای نمونه میتوان به قوم لوط اشاره كرد كه بر اثر بیاخلاقی و رشد ضدارزشها در بین آنها نهایتاً نابود شدند. باز هم هستند مواردی كه توسط همسایگانشان به دلیل بیاخلاقی به عنوان تهدید شناخته شده و از میان برداشته شدهاند. پس اخلاق یك ركن اساسی در بنیاد جوامع و پابرجایی آنهاست. به موضوع تجارت در بین مردم توجه نمایید، اگر در بازار و معامله و خرید و فروش، اصول و موازینی موجود نباشد همچنانكه در بازار آزاد به روش كاپیتالیستی(سرمایهداری) به آن برمیخوریم، چه بحرانی دامنگیر انسانیت خواهد شد. اگر امانتداری و انصاف از جامعه رخت بربندد و اجحاف و احتكار در بین مردم رواج پیدا كند، بیشتر مردم از گرسنگی خواهند مرد و رقابتی مرگبار به جای بازار در جامعه حكمفرما خواهد گردید.
اشاره كردیم كه قبلاً حتی در جنگها هم اخلاق وجود داشته و رعایت موردی از آداب و اخلاقیات مربوطه باعث شده كه نتیجهی جنگی عوض شده و از قتل و كشتار بیشتر جلوگیری كند. یا در بعضی از موارد با تحویل فردی خاطی كه در مناسبات بین دو طرف موازین اخلاقی را زیر پا گذاشته است به طرف مقابل، از گسترش دامنهی جنگ جلوگیری كردهاند. میتوان گفت كه بیاخلاقی در بسیاری از مواقعی باعث جنگ و درگیری شده. همهی ما داستان تروا نوشتهی هومر و یا داستان رستم و سهراب كه در شاهنامهی فردوسی نگاشته شده است، خواندهایم یا شنیدهایم كه در آن از لزوم اخلاقمداری و ناپسندبودن عدم رعایت اخلاق جوانمردی در رزم حكایت دارد. به وضوح میبینیم كه كسانی كه در شاهنامه دارای صفات جوانمردی و مروت بودهاند همواره محبوب و دارای جایگاهی در دل مردم بودهاند. اما تا به حال به مبادی و اصول و نقش آن در جامعه و روابط توجه كردهاید؟ در جهان حوزهای را سراغ نخواهید داشت كه در آن از اخلاق بحث به میان نیاید. به مورد دیگری میخواهم اشاره نمایم، آنهم ورزش است. همهی ما كمابیش از آن آگاهی داریم كه در گذشته انجام ورزش برای كسب آمادگی در كارها و فعالیتهای روزمره در جامعه صورت میگرفت. بیشتر در امر ورزش به بُعد اخلاقی آن توجه میشده تا پرورش جسم و رشد عضلات و نمایش آنها. همواره در دنیا و در همهی كشورها گردهماییهای ورزشی برای آشنایی با همدیگر و ایجاد حس دوستی و اشاعهی فرهنگ و اخلاق جوانمردی و فتوت در بین مردم بوده است. مثلاً فلسفهی بنیانگذاری بازیهای المپیك هم در گذشته همین بوده. در ورزش اصلاً مسئلهی حرفهای بودن و به خاطر پول و سیاست به فعالیت پرداختن مطرح نبوده و برای ورزشكار اصلاً كسر شأن بوده كه خود را از جامعه جدا بداند، همیشه قهرمانان ورزشی كه در خدمت جامعه بوده و برای كمك به خلق از جان هم مایه گذاشتهاند الگوی جوانان و مصداق جوانمردی و رادمردی بودهاند و همیشه نسل جوان به آنها اقتدا كردهاند. ورزشهای زورخانهای و پهلوانی از این قبیل ورزشها هستند. متأسفانه امروزه با حرفهای شدن ورزش و تجاری شدن آن دیگر از اخلاق هم در این حوزه خبری نیست. هنرهای رزمی شرقی را همه میشناسند كه در همهی آنها اخلاق و منش درست مبنا بوده و تزكیهی نفس از مهمترین فعالیتهای روزانهی آنها بوده است. در برخی از رشتهها كسب عناوین استادی در یك رشته و یا مرحله، نه به مهارت بلكه به تزكیهی نفس ارتباط داشته است و این نشان از اهمیت اخلاق برای كنترل كردارهای زشت و نیروهای مخرب برتریجویانه است. اما حال كه ورزش قهرمانی به جای ورزش پهلوانی در جامعه جایگزین شده از این نشاط و طراوت اصلاً خبری نیست. در این عرصه سیستم سرمایهداری با ایجاد یك فضای رقابتی و كشنده در بین ورزشكاران و هوادارانشان در واقع به ساختن آرناهای(ورزشگاههایی كه در روم باستان بردهگان را به جنگ با هم وامیداشتند و یا آنها را به خورد حیوانات وحشی میدادند، در واقع این مسابقات برای سرگرمی مردم روم انجام میپذیرفت) جدید اقدام نموده و از این راه ثروتهای هنگفتی را بدست میآورد. جامعه را هم در این راه به صورت تماشاچیانی درآورده، كه دین و دنیای آنها عبارت است از ورزشكار محبوب و تیمشان. خصوصاً كه با فرهنگ اقتدار درآمیخته و رنگ و بوی ملی هم گرفتهاند و به این وسیله جامعه را هم هدایت مینمایند.
حوزهی دیگری كه میتوان از اخلاق در آن بحث كرد، سیاست میباشد. همه، سیاست را اعم از دروغ و فریبكاری میپندارند، و از آن گریزانند و حتی به فرزندان و اهالی و اطرافیان خود هم توصیه مینمایند كه از فضاهای سیاسی دور باشند. اما آنچه كه هماكنون در جهان به عنوان سیاست به انجام میرسد در واقع سیاستی بریده از اخلاق است و به همین خاطر هم مردم از آن نفرت دارند. كسی به فرزند خود توصیه نمیكند كه به سیاست بپردازد و یا فعالیت سیاسی مخالف با رژیم داشته باشد و این را به معنای نابودی و ازهمپاشیدگی زندگیاش میداند. خصوصاً این مورد در ایران و در بین مردم كورد بسیار رایج بوده و به شدت در این رابطه محافظهكار هستند. در حالی كه سیاست به گفتهی رهبر آپو هنر ادارهی جامعه، توسط خود جامعه و برای جامعه است. با ذكر این موارد به این نتیجه میرسیم كه در واقع جایی و یا حوزهای وجود ندارد كه در آن اخلاق وجود نداشته باشد. به این موارد میتوان موضوعات بیشتری را هم اضافه كرد. اما به همین اندازه كفایت میكنیم و به اصل موضوع میپردازیم.
قبل از هر چیز بایستی بگوییم كه اخلاق در واقع همان هویت انسان است و یكی از خصوصیات جامعهی انسانی میباشد. یعنی موردی منفك از خود انسان نبوده بلكه نماد و توصیفی در مورد خود انسان است. همانگونه كه انسان موجودی فرهنگی میباشد و بدون فرهنگ خالی از معنا خواهد بود، اخلاق هم جزئی جداییناپذیر از انسان بوده و شخصیت فرد با آن معنادار خواهد بود. به بیان دیگر میتوان گفت انسان موجودیت و یا هستیای اخلاقی است. در اینجا به كلمهی معنا و هستندگی انسان و رابطهی آن با اخلاق باید به خوبی توجه كرد. همهی ما آگاهیم كه هدف همهی موجودات در سیر حركتی خود طی طریق به سوی معنا دار شدن و هستی یافتن بوده و اخلاق در آسانتر كردن این طی مسیر بزرگترین كمك را به انسان خواهد كرد. اخلاق مانند سایر صفات فرهنگی انسانی، موردی فیزیكی و قابل رویت نبوده و دربخش فرهنگ معنوی انسانیت قرار میگیرد یعنی در بخش ذهنیتی آن قرار دارد. وقتی كه از اخلاق صحبت به میان میآوریم در اصل از دنیای ذهنیتی بحث میكنیم كه انسان بدون آن قادر به ادامهی حیات نیست. برای شناخت حوزهی اخلاق، بعد اخلاق و رفتاراخلاقی لازم است كه این دنیای ذهنیت انسانی را درست شناخته و با مفاهیم آن آشنا شویم.
در اصل ذهن انسان بیانگر بعد اخلاقی اوست. باید به این موضوع دقت نماییم كه در هر شیء و یا ساختاری دو بخش وجود دارد كه اینها بدون هم و منفك قابل تصور نیستند و به هم وابسته هستند. بعد معنوی یا معنایی و ساختار مادی آن كه همان بعد مادی است. حال به فرهنگ توجه نمایید، كه به دو بخش مادی و معنوی تقسیم میگردد. بخش قابل مشهود كه همان ساختارهای فرهنگی را شامل میشود و بخش قابل رویت و فیزیكی است. در واقع مفاهیم و معانی بهشكل درآمده و ساختارمند هستند. بُعد دیگر بعد ذهنیتی و غیرمشهود آن است. به عبارتی معنا و مفهوم نهفته در آن، كه از راه درك و فهم ذهنیتی میتوان آن را احساس كرد. مسائل فرهنگیتا وقتی كه در بخش ذهنیتی انسان و جامعه جای نگیرند و جامعه معنا و مفهوم آن را درك ننماید، حالت مادی نمییابند. به یك مثال دقت كنید، عطر و مُشك را در نظر بگیرید، دو جنبه دارد؛ یكی بخش مادی آن كه در بازار قابل خرید و فروش بوده و از آن استفاده مینماییم و بخش دیگر آن هم كه شامل زحمت كشیده شده برای آن و احساس و طراوت نهفته در درونش است. منظور ما آن بخشی است كه بیشتر شاعران و ادیبان با آن سروكار دارند و دربارهی آن شعرها و ابیاتی را میسرایند. باز هم می توانید به اهرام ثلاثه توجه نمایید كه دارای ساختار عظیم مادی بوده و هر ساله هزاران نفر برای بازدید از آن به كشور مصر میروند، بخش معنوی و مفهومی آن هم رنج و تلاش كشیده شده برای آن و اهداف پنهان در بطن آن بوده كه در پی رسیدن به جاودانگی و نامیرایی بودهاند. اخلاق هم در بُعد فرهنگ معنوی قابل تصور است. برای همین ارتباط، نزدیكی بین اخلاق و ذهنیت جامعه وجود دارد. اگر بخواهیم كه به دنبال اخلاق برویم و بخواهیم آن را مشاهده نماییم باید آن را در معنویاتی ببینیم كه جامعه بر اساس آنها ادامه حیات میدهد. حتی میتوان گفت كه سطح آگاهی جامعه است و یا اینكه میزان درك جامعه از آزادی است. به گفتهی رهبر آپو «هر جامعه به اندازهای كه هوش، فرهنگ و نیروی عقلانی خویش را به گونهای متراكم افزایش داده باشد به همان اندازه زمینهی آزادی خویش را فراهم كرده نموده است. و برعكس آنهم صحیح است». منظور این است كه در یك جامعهی انسانی انعطاف هوش و خرد اجتماعی نشان از روبنای آن جامعه دارد و در اصل مقاومتهای اخلاقی در مورد سطوح آگاهی و شعور جامعه كه در حال افزایش است و احتمال به خطا رفتن آن وجود دارد از آغاز صورت گرفته است. به همان میزان كه ذهنیت انسان احتمال دارد در راه راست گام بردارد، به همان میزان هم احتمال انحراف وجود دارد. بستن زمینهی انحراف تنها به وسیلهی اخلاق ممكن خواهد بود. این انحرافات و كژرویها در نهایت باعث بستهتر شدن حیطهی انسان و محدود شدن آزادیش خواهد شد. لذا اخلاق اجتماعی تنها از رهگذار آزادی ممكن خواهد بود. آزادی سرچشمهی اخلاق است.
سطحی از آگاهی را كه جامعه با تلاش خود به آن دست یافته و بر اساس آن ادامه حیات میدهد و اگر این دانش و آگاهی موجود نباشد ادامه حیات برای آن جامعه غیر ممكن خواهد بود، همان اخلاق است. برای مثال این برداشت ذهنی شكلگرفته در مغز انسان، كه خود انسان موجودی اجتماعی است و بدون اجتماع قادر به زندگی نخواهد بود، اخلاق است. یا ایجاد اشتراكات و به وجود آمدن این ذهنیت كه به صورت اشتراكی و با هم میتوانیم بهتر و مؤثرتر فعالیت نماییم، موردی اخلاقی و نشانگر اخلاق جامعه است. ایجاد و تشكیل ذهنیتهایی از قبیل همیاری و محافظت از همدیگر هم بیانگر اخلاق جامعه هستند. حتی نقش بستن این واقعیت در ذهن فرد و جامعه كه «بدون رنج و زحمت نه قادر به ادامه حیات خواهی بود و نه در جامعه پذیرفته خواهی شد» معیاری اخلاقی است. چرا به این موارد اخلاق میگوییم؟ چونكه بدون این ذهنیتها قادر به زندگی كردن نخواهیم بود. اگر اجتماعی بودن، همیاری، محافظت، اشتراكی بودن و نیرو بخشیدن به همدیگر وجود نداشته باشد چه بر سر جامعه خواهد آمد؟ بدون آنها جامعهای وجود نخواهد داشت و با قانون جنگل مواجه خواهیم شد. زیرا شیوهی زندگی خارج از این چارچوب هم متعلق به دنیای حیوانات است. برای همین رهبر آپو میگویدكه: «جوامع بر اساس اخلاق پایهگذاری میشوند و بر اساس بیاخلاقی هم نابود میگردند.» هوش انسان انعطافپذیر بوده، یعنی با اندیشیدن و به كار بردن نیروی تعقل میتواند كارهای بیشتری به انجام برساند. كار كردن لاجرم احتیاج به هنجار(قواعد و مقررات ) دارد. وقتی كه بعد از اندیشیدن و صرف انرژی كار انجام داده خواهد شد برای اینكه كار ما در خدمت جامعه قرار بگیرد و هر بار كه آن كار به انجام رسید از چند رایی و بیبندوباری جلوگیری شود، بایستی هنجار وجود داشته باشد. این هنجارها در واقع همان چگونگی انجام كار(هر نوع فعالیت اجتماعی از خوردن و خوابیدن گرفته تا هر نوع كنش دیگر كه آنها را میشناسیم) هستند و اولین هنجارها همان قواعد اخلاقی هستند.
به زبان سادهتر باید گفت كه اجتماعاتی كه توانستهاند اخلاق خود را بنیان بنهند تشكل یافته و به جامعه تبدیل شدهاند. بایستی بدانیم تا وقتی كه زیربنای اخلاقی و بُعد ذهنیتی جامعه شكل نگیرد، قطعاً ساختار مادی آن هم شكل نخواهد گرفت. چون قبل از هر چیزی احتیاج به باورمندی در زمینهی انسانبودن وجود دارد و باید این پیشزمینهی ذهنیتی در انسان تشكیل گردد. برای همین میتوان اخلاق را نیروی بهوجودآورندهی فرهنگ(تئوری فرهنگی) و شكلدهندهی ساختار جامعه دانست. اخلاق در اصل نیرویی اجبارآور است بدون وجود قوهی اجرایی یا قوهی قهریه. برای نمونه ما كوردها دارای مشكلات اجتماعی زیادی هستیم و در برابر حل آنها خود را مسئول میدانیم و برای اینكه جامعهای سالم داشته باشیم به تلاش خود ادامه میدهیم . این حس مسئولیتپذیری همان اخلاق است. اگر به این نكات توجه نماییم در واقع به این نتیجه خواهیم رسید كه جامعه نیروی اساسی خود را از اخلاق میگیرد. چارچوبی كه در آن نیروی جامعه هویدا میشود و یا جامعه میتواند توان خود را محك بزند، عرصهی اخلاق است. بایستی اخلاق اصول و شیوهی تأمین نیازهای بنیادین زندگی به حساب آورد. در واقع نیكوترین شیوه بوده كه كسی با آن مخالفتی نخواهد داشت. در مورد همهی عملكردهای اجتماعی به همین صورت است و همهی روشهای نیكو را برای تأمین این نیازها شامل خواهد شد. حال چه اقتصادی باشد و چه هنری و سایر موارد. كدام اجتماع دارای ساختار محكمتری است، كدام جامعه از رنج و زحمت خود استفادهی بیشتری مینماید و برای آن ارزش بیشتری قائل است و در برابر همدیگر احساس مسئولیت بیشتری مینمایند، آن جامعه، جامعهای اخلاقیتر خواهد بود. البته هر چه آگاهی و شعور انسان از اجتماعی شدنش افزایش مییابد به همان اندازه هم میتواند در شیوهی معیارگزینی و هنجارسازی به سطح بالاتری دست یابد. معیارهای اخلاقی او با انسجام اجتماعی و تحكیم روابط اجتماعیاش در پیوند میباشد و هرچه اخلاقیتر ، اجتماعیتر و هرچه اجتماعیتر اخلاقیتر است.
برگرفته از مجله ولاتی آزاد شماره 65
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
